پیام دکترگنجی

تازه های پزشکی - بهداشت و سلامت

کاش می شد!...


کاش می شد خفته را بیدار کرد/همدم گل را دمی هوشیار کرد
کاش میشد بلبل افسرده را /انتهای هر بهار تیمار کرد
کاش می شد با نگاه سال نو/ پیکر پائیز را دیدار کرد 
کاش می شد آه سرد یاس را/صرف درمان تب گلنار کرد
کاش می شد منطق گل را شنید/پیش از آن که باغبان را خوار کرد
کاش لاله رنگی از مخمل نداشت/تا که می شدشادیِ بسیار کرد
کاش گلدان حفظ حرمت می نمود/تا نمی شد ریشه را افسار کرد
کاش می شد در وجود نسل من/نقش سیب سرخ را پرگار کرد
کاش می شد در کلاس درس عشق/مشق شب با دیکته را انکار کرد
کاش می شد چشمه را با چشم دید/تا نمی شد رود را ناچار کرد
کاش تیشه دسته چوبی نداشت/تا که میشد سرو را سردار کرد 
کاش می شد طرحی از آینده را/در کنار هر غزل بر دار کرد
کاش می شد موقع تنها شدن/خودنویس و برگه را ناکارکرد 
حال ایمان را نمی پرسد دگر/آنکه حالی با سر دیندار کرد
خواب دیدم نرگس آن دشت ناز/بوی عطر غنچه را پر بار کرد

..............

عید سعید فطر مبارکتان باشد. و.....

 

ساقیا  عید من و میمنت جام شراب.....هردو تقدیم غروب رمضانت بادا

برکاتی دو سه پیمانه ز شوال فرست...تا طلوع مه نو وجه ضمانت باد

 

.......................................................................................................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

شکستگی های دست


بیانات زیر توسط دبیر علمی  سمینار "شکستگی های دست" به عنوان "مقدمه" و "خیر مقدم" ایراد شد.

درود بر شما عزیزان شرکت کننده در این سمینار

بی شک انسان کامل ترین و پیشرفته ترین مخلوق خدا در روی این کره خاکی است. با جهانی از شگفتی ها و شکفتی ها.. دنیائی از راز و رمز خلقت .آن چنان  که خود خدا هم به این دستمایه خود بالیده است و به خود احسن و آفرین گفته است.

وقتی به تماشای این موجود می نشینیم ابتدا به چهره او خیره می شویم که نماد شناسائی و ارتباط اوست.سپس مات  راستقامت  بی همتای او ایم که به سوی خالق خود قد کشیده است  .پس از آن متوجه دستانش می شویم ..جوانه ای که از شانه ها برای ابراز وجود و اثبات و استقرار موقعیت و رونق تکامل و تعالی  او روئیده است. این دست.............

این ابزار و وسیله بی نظیر. نماد امتداد حیات اوست....مجری نقشه راه موقعیت سازی و اشاعه تمامی منویات و خواسته های اوست...

چرا که جوهره کل نظام هستی کار است و... وسیله کار انسان... دستان اوست.. 

 

نقش دست انسان در عرصه های گوناگون حیات و خلقت ، از خلق آثار بی بدیل تاریخی تا نمایندگی کامل و تام الاختیار انسان در ابراز وجود و لطف و شکر و قدر شناسی و  قهر وآشتی و اجابت و اطاعت و عبادت ....نوازش و نیایش....شناخته شده است.در تمامی فرهنگ های مختلف بشری در گویش ها و تمثیل و ادای حق مطلب ...از دست  کمک شایانی به این اشرف مخلوق رسیده است و همچنان میرسد و خواهد رسید...بشر از دست دستانش چه ها که ندارد ونکرده است و.. ندیده است...... حتی برای دیده و دل... تا دستی قائل نشود حق مطلب را نمی تواند ادا کند...ز دست دیده وودل هردو فریاد ...می پرورانیم  هرچیزیرا و دستپرورده اش می خوانیم.از دست درازی  و دست اندازی و وردستی و ..تردستی می گذریم... دست بالا و دست پائین و..حتی به طرف راست می گوئیم دست راست وطرف چپ هم می گوئیم دست چپ.. مثل اینجا..( صوفی سر خوش از این دست که کج کرد کلاه ...به دوجام دگر آشفته شود دستارش)  .  یکدستی می زنیم که اعتراف بگیریم  و دودستی میدهیم که احترام گذاشته باشیم.متحد را می گوئیم همدست .  ردیف و یکسان را می خوانیم یکدست ..و تفرق را چنددستگی می خوانیم....دنیای هنر تا از سر انگشتان دست نبارد گوئی مایه ی   بار و  برکت نمی شود...دست کمک می خواهد تا دست  گیری مستمندی کند..ورود و خروج امداد از پل معرفت دست می گذرد..که دست خدا را و بنده نیک او ..علی را به همراه آدمیان می کنیم...


نماینده تام الاختیار ماست ..وکیل ماست   ..آنجا که از دست ما راضی هستند یعنی از ما راضی هستند و..موقعی که از دست ما شاکی هستند از ما شاکی هستند.دست بیانگر مراتب ومدارج تعالی انسان است آنجا که می گوئیم دست بالای دست بسیار است.      

 به معنی کل اختیار است همین دست --  دست خودی کرد ..دست خودش بود...دستی دستی به این روز افتاد...

هرچه می کشند از دست است و..هرچه می خوانند از دست است و ..هرچه رو می کنند از دست است و..خلاصه هر کاری که می کنند نیابتآ  و نهایتآ ..یک دستی تو کار است..ما هم دست پیش می گیریم که پس نیفتیم...

دست 

آری این است مراتب و مناصب و مناقب "دست"  در دنیای کلام و ادبیات  و مناسک اجتماعی بشری... جایگاه دست چنین بارگاه و آستانی دارد که معانی ناب جملات و کلمات  همواره سر بر آستانش می سایند و دستبوس محضر آن هستند.

حالا شما ..ای صاحب نظران علم و بهداشت و درمان دست ...آیا قدر و منزلت دست را آن چنان که پیشینیان و همراهان ادیب اجتماعی ما..حامیان فرهنگ و معرفان میراث مامعرفی کرده اند ، شما و ما نیز در عرصه نظام بهداشت و سلامت و درمان به آن بهای مناسب داده ایم؟..یا باز هم جواب منفی است که ای بابا آن ها کجا و ما کجا؟....شما و ما که بیشتر از سایر طبقات اجتماعی از ساختار محیرالعقول آناتومی ، بیو مکانیک  و کارآئی آن آگاهی داریم حق مطلب را کف دستش گذاشته ایم یا خیر...؟؟ راستی  حقش است روزی چند بار شکلی را که در کتاب نروفیزیولژی گایتون برای سطح اشغال نرون های کورتیکال قشر مغز ترسیم کرده است را به خاطر  بیاوریم..؟؟  تاوسعت حریم اختصاصی دست در سر را ، سر لوحه پردازش گری خود قرار دهیم.؟...چقدر این جمله کتاب گرین "..انگشتان دست به دلیل کوچکی  شان هیچوقت حقشان توسط پزشکان ادا نشده است و همواره مورد غفلت قرار گرفته اند." شمارا در احقاق حق دست....به خود آورده است...؟؟؟ امیدوارم این گرد هم آئی و نطق و خطابه های عزیزان سخنران این برنامه، شوق و ذوق و اهتمام مارا به این امر خطیر بیش از پیش معطوف نماید.

 دست در دست هم دهیم  تا همواره  آنچه از آستین ه بیرون می آید دست های  سالم و توانمندی باشند...... به امید آن روز 

 والسلام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

پیمان الهی


روز 5 شنبه 1391/8/4 جشن فارغ التحصیلی دانشجویان پزشکی ورودی84 دانشگاه ما بود

یک مراسم بسیار زیبا ، با شکوه و بخاطرماندنی 6 ساعته،  که با حضور "نوپزشکان" وخانواده های آن ها  و تعدادی از اساتید،در تالار بیمارستان روحانی واقع در پردیس دانشگاه علوم پزشکی بابل با شادی و شور وصف ناپذیری،برگزار شد.

 صحنه تحلیف (سوگندخوردن) را یکی از مدرسین باسابقه دانشگاه  اداره : کرد،.....و چنین گفت:

 

 

ای نام تو بهترین نظر ساز    طرح نوئی در نگاهم انداز

ای یاد تو درس هر کلاسم     از نون و قلم بده خلاصم

 ای ناز تو بهترین برانداز    یک جلوه از آن به جانم انداز

یک چشمه که دیده ام بدوزد   جانم ببرد مرا بسوزد

ای مهر تو ختم هر نوازش     دریاب مرا در این نیایش

.........................................................

بنام خداوند علم وبیان   خداوند درمانگر جسم و جان

خدای عیان و خدای نهان    خداوند بخشنده مهربان

................................................................

فارغ التحصیل نباشید

 

ای که به تن جامه نمودی چو حور       درد و بلا باد ز دستت به دور

فارغ التحصیل مبادا ترا                   جام  نو از نو بزنی تا به صور

.........................................................

به مناسبت مصادف شدن جشن با ایام حج و شب عید قربان..... 

ای قد وبالای تو تعبیر عشق           دست توانای تو تقدیر عشق

ای که به تن کرده ای رخت عفاف    با لب لبیک و به ذکر طواف

دوره هفت گانه سر آورده ای          زمزم شافیه بر آورده ای

سعی و صفا کرده ای در بار گاه      نقش طبابت زدی در کار گاه

مشعر و راه عرفات د یده ای          توشه در مانی جان چیده ای

دفع بلا کرده ای با دست خویش    وقت اجابت سر و دست ها به پیش

ای که به تقصیر خود آگاه شدی     حلق نمودی و پنا گاه شدی

حال کنون وقت طبابت رسید       زمزمه شوق اجابت رسید

در طلب اصل شفا و سرور            هرچه به جز او همه از خود به دور

با قسم نام خد ا با ند ا                ثبت کنیم عهد خود و  با خد ا

.............................................

باده هفت ساله

 

وه که چه خوش منظره ای نقش بست

جمع طبیبان بنشستند مست

 

دست مسیحائی به بار آمده

بسکه زدم باده هفت ساله دست

...............................................

تبریک می گویم به خودم ، به خانواده دسته گلهای خودم ، به همکاران خودم ،و به شما  وجود دیگری از خودم که اکنون در لباس فرشتگان نجات در این محفل می درخشید.

......

من و همکارانم هر آنچه که لایق ما و به تعبیر ما لایق شما بود به شما عرضه کردیم.

در این جلسه قصد دارم  مطالب به یادماندنی وخاطره سازرا برایتان  

های لایت بکنم.

در این کلاس آخری که با من دارید تذکر مرا بشنوید، تا اگر عمری برایم باقی بود قرار ما سرکلاس درس دیگری باشد، که شما بگوئید و من بشنوم  تا  رونقی به دانسته ها و معلوماتم بدهم.

..........................................

کلاس درس ما همواره زیباست   کلاس الفت جمع فریباست

الهی نمره ای در شان ما ده    که هرچه گفته ام راز القباست

...............

1-پیشگیری کنید که درمان ازجنس درماندگی است.پیشگیری خیر است... و درمان شر ، که درمقابل یک "شرتر" انتخاب می شود...

 

هر عمل شر است در درمان تن

لیک شر تر علت عصیان تن

 

هان نپندار خیر در درمانگری است

دفع  شرتر با شرور دیگری است

 

پس چنان کن تا به نفع مبتلا

انتخاب شر به ارزد بر بلا

 

خیر خواهی در نهاد اندیشه کن

علم طب پیشگیری پیشه کن-

وظیفه اصلی ما و شما کار روی سالمین جامعه است نه بیماران.این را هر عقل سلیم وفهم قدیم  می پذیرد. به بخشنامه ها و دستورات آن چنانی نگاه نکنید و منتظر نباشید.چرا که حالا ، می فهمید.

 و خداوند از دانایان پیمان گرفته است و نه از گروه دیگر...

....هر که دراین وادی مفسر تر است    برسر نادانی مقصر تر است

و  ..هر که دراین میکده هشیار تر       بر قدح ریخته گنهکار تر.

....................

2-بیمار را باید درمان کرد نه بیماری را..که بیمار یک انسان است و بیماری یک

 حالت...انسان ابعاد و حواشی گوناگونی دارد که حتمآ باید لحاظ شود.

...................

3-معلومات ما و شما در مقابل مجهولات ، قطره ایست در مقابل دریا...نص صریح و مطلبمعتبر ، بیمار و گفته ها و نمود های اوست، نه دانش ما و شما...معلوم از ماده علم و آگاهی است و مجهول از ماده جهل و نا آگاهی... پس دقت کنیم که بیمار را در دریای جهل خودغرق نکنیم...

معلومات خودتان را بر یافته ها و گفته های بیمارهماهنگ کنید..و بیماررا بر وفق مراد دانش خویش کانالیزه نکنید.

4- اتکا به معلومات پسندیده است، ولی اکتفا به آن به هیچ وجه قابل قبول نیست.

5-مطالب را از مراجع و منابع گوناگون بخوانید و دریابید تا موضوع از جنبه های مختلف برایتان روشن شود.   به قول انیشتن، کسی می تواند ادعای فهمیدن مطلبی را داشته باشد که بتواند آنرا به خوبی و به راحتی به مادر بزرگش هم بفهماند.

6-اعتبار معاینات بالینی، قابل مقایسه با یافته های پارا کلینیک نیست . اصل کلینیک است و فرع و کمک پارا کلینیک. هیچ دستگاهی ساخته نشده است که جایگزین دست و چشم وعقل انسان  شود.

7-از مشاوره کردن غافل نباشید که هیچکس، جز خدا، بی نیاز از مشاوره نیست.همه چیزرا  حتی   همه کس هم نمی دانند تا چه رسد به یک نفر.

8- مطالعه مستمر یک ضرورت حتمی است.به طوریکه نبی اکرم(ص) فرمود کسی اگرامشب مطالعه نکند، فردا  فرد آگاه محسوب نمی شود. یعنی هیچ کس فارغ التحصیل محسوب  نمیشود.

9- دانشنامه ها مجوز فراغت و سکون نیست. یک ابلاغیه و حکم "حرکتی دیگر"  و "رفتنی دیگر" به جلوتر است.... مقاطع تحصیلی، سکوی پرتاب به مراتب و مدارج بالاتر است....عبارت فارغ  التحصیل برای یک آدم زنده یک نامسمی عجیب بلکه یک مغالطه اهانت آمیز است...فارغ  التحصیل واقعی به کسی گفته می شود که پای مدرکش را، و خودش را، عزرائیل امضاءکرده باشد.

10-مدرک تحصیلی که هم اکنون به شما داده شده است، درواقع گواهی گذراندن دوره ایست که  به موجب آن مجوز ورود به "خلوتگه راز" خدارا دریافت کرده اید.اجازه ورود به حریم کسی را پیدا کرده اید بنام "انسان" که (جهان صغیرش) می خوانند.همان طوریکه جهان، مفتخر به لقب (انسان کبیر) است...

حال چه می خواهید بکنید با این مجوز ورود؟ ...چقدر می خواهید لیاقت نشان بدهید؟...در این

 خلوتگه راز ..با آدم خدا...با این مایه مباهات و بالندگی خدا...با این جناب اشرف مخلوقات....

...از این پس این انسان در شرایط خاصی خودرا تسلیم شما خواهد کرد...سفره دل او فقط

 برای شما پهن می شود..و ای بسا نکاتی را با شما درمیان  بگذارد که به نزدیکترین کسخویش ..به همسرش به مادرش به پدرش و....نگفته است ....

 نمی تواند بگوید.

 وحالا شمائید و این انسان که عبارات بکر و دسته اولی را از ته ته دل خود، برای شما میگوید.از درونش از بیرونش از گذشته و حالش و...چقدر حالش را دارید تا با این چالش  روبرو شوید؟

چقدر به او توجه می کنید ..چقدر از او می خواهید بشنوید..چقدر به او بها می دهید...او را

 در کدام مراتب عشقی و عطوفت خودتان قرار می دهید؟...شما حالا لایق شناخته شده اید که

 به این اندرونی راه پیدا کنید ..

شرط آداب و معاشرت را بر سر این سفره چگونه بجا می آورید؟....ازمحتوای مدرک شما می گویم که مسئولیت دیگری است، تک و یکتا، و شبیه هیچ نوع مسئولیتی نیست.... 

چقدر خطای بی ادبی ممکن است  شمارا خدای ناکرده در این رویاروئی تهدید کند.

شما انسان جایزالخطا... چگونه می خواهید از پسش بر آئید؟ به هشدار لسان الغیب توجه کنید......

 پدرم روضه رضوان به دوگندم بفروخت     ناخلف باشم اگر من به جوئی نفروشم

پس می گوئیم خدا یا... نمیدانم  که می توانم یانه... ولی حتمآ می خواهم از درگاهت..با تمام

 وجودم و در همه رکوع و سجودم... که راهنمایم باشی...خدایا کمک و نگهبانی از تو و

 اطاعت از من. عهد از من و یاری از تو....ومن هم اکنون با تو این پیمان را می بندم ...که

 اطاعت کنم.... و تو اجابت... که هم دل مرا  خوش کنی و هم  بیماررا به سلامتی اش برگردانی.

قسم به یاد و نام تو که در تمام زندگی.........خدمت بندگان کنم فقط به نام و یاد تو

.......ناطق پس از آن بند بند قسمنامه را قرائت کرد و پزشکان جوان در حالیکه قرآن مجید در

 دست داشتند آنرا تا پایان تکرار کردند و با آمین و یا رب العالمین همه شرکت کنندگان مراسم

  سوگند ، به پایان رسید.

 

 

....................................

 

 

  

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

مراقبت از پا در بیماران دیابتیک


بیماری دیابت که به درستی "مادر بیماری ها" لقب دارد هیچ بافت و ارگانی را در بدن قربانی خودسالم نمی گذارد.

یکی از این اعضاء پای بیماران است که متاسفانه در کمتر کسی از این مبتلایان  در امان می ما ند.

پای بیماران دیابتیک به 4 دلیل  در معرض خطر زخم شدن و  گانگرن و قطع شدن قرار می گیرد.

¡       زنگ خبر و خطرش کار نمی کند.(بی حسی-کم حسی –بد حسی  پارا در گیر می کند)-

به عبارتی گویا تر، پا  مرض " بیدردی" می گیرد

¡       رگ های خونی تنگ شده و خون کم می رسد

¡       سوخت وساز در داخل سلول ها خوب صورت نمی گیرد

¡       بیمار نمی داند موضوع چقدر اهمیت دارد

از این رو با اجازه "بابا طاهر" می توان رکورد زیر را در دیابتیک فوت به ثبت رساند و به خاطر سپرد که:

خداوندا چهار درد آمد به یکبار  

غم"جهل"وغم"حس"و"رگ" و "کار“

غم حس و رگ و کار چاره سازوم 

 امان از جهل –امان از جهل  بیمار

در این عرصه چه کسی وظیفه خودرا به خوبی انجام نمیدهد؟ قصور چه کسی و یا کدام گروهی باعث این درد های چهار گانه به خصوص نا آگاهی بیمار شده است.؟

¡       بیمار؟ -  پزشک؟ -  خانواده؟

¡       وزارت بهداشت و درمان و دانشگاه های علوم پزشکی ؟-  دولت ؟ - مجلس ؟-  قوه قضائیه؟

پاسخ این سوال را می توان از  "همه"  تا....... "هیچکدام" متغیر دانست . زیرا طرف پیمان خداوند در آگاهی بخشی واداره امورات "دانایان" هستند. بله، ما که ادعای دانستن می کنیم مقصریم.

هرکه در این میکده هشیار تر   بر قدح ریخته گنهکار تر...و..

هرکه در این وادی مفسر تر است   بر سر نادانی مقصر تر است

چرا در میان این همه تحصیلکرده ها و نخبگان و دست اندر کاران عرصه بهداشت و درمان فقط تعداد و گروه اندکی تلاش و کار شبانه روزیشان وقف بر گزاری کلاس و کنگره و کارگروه و آموزش و بالاخره آگاهی بخشی همنوعان خود می شود و بقیه در این میدان و فضا با خیالی راحت و فیزیکی آرام فارغ از هرگونه دغدغه مفاد "پیمان الهی" حول ایده "خویشتن پردازی" روز گار سپری می کنند؟ باید بپذیریم به دلایل غیر قابل انکار عقلی-علمی-دینی  مسئولیت هر گونه نارسائی در یک اجتماع در درجه اول به عهده عالمان و آگاهان آن جامعه است .

حال چه باید کرد؟ بدیهی است که آنچه در اولویت کامل است بهداشت و پیشگیری است چرا که "درمان" به بهترین شکل ممکن، باز هم ازجنس و خانواده "درماندگی" است.

هر عمل" شر" است در درمان تن    لیک "شرتر" علت عصیان تن

هان نپندار خیر در درمانگری است   دفع شرتر با شرور دیگری است

پس چنان کن تا به نفع مبتلا    انتخاب شر بیارزد بر بلا

خیر خواهی در نهاد اندیشه کن    علم طب پیشگیری پیشه کن

بنا بر این باید :

¡       پیشگیری کنیم تا بیماری دیابت به سراغ کسی نیاید

¡       پیشگیری کنیم که پای بیمار دیابتیک زخم نشود

پیشگیری و درمان کنیم تا زخم دیابتیک منجر به قطع عضو نشود

آیا واقعآ دیابت قابل پیشگیری است؟ آیا زخم پای دیابتیک واقعآ قابل پیشگیری است؟

آیا زخم پای دیابتیک واقعآ قابل درمان است؟ آیا واقعآ می توان از قطع اندام زخم دیابتیک پا پیشگیری کرد؟

برای پاسخ به سوالات فوق باید به این سوال اساسی پاسخ بدهیم که اصولآ چرا بیمار می شویم؟ عوامل بیماری زا که تا کنون شناخته شدند کدامند؟

به طور کلی میتوان گفت از منظر "اتیولژیک پاتولژی" عوامل بیماری زا از پنج  گروه زیر خارج نیستند:

¡       1-کم خونرسانی

¡       2-مسمومیت ها

¡       3-ضربه ها ی فیزیکی و روحی

¡       4-نرسیدن مواد ضروری به بدن

¡       5-حمله میکروب ها، قارچ ها و ویروس ها

عامل "ژنتیکی و زمینه فامیلی" در لیست قرار ندارد چرا که خود  معلول یک یا چند عامل 5 گانه بالائی است که در شخص حاضر  ویا در نسل های قبلی ایجاد شده و در اشخاص و نسل های بعدی تسری می یابد.

هرکدام از عوامل فوق می تواند بیماری زائی عامل یا عوامل دیگر را زمینه سازی و یا تشدید کند.

و هم چنین هر کدام از عوامل 5 گانه  یادشده بالا به دو دسته حاد و مزمن قابل تقسیم بندی هستند.نوع حاد به دلیل وسعت ایجاد ضایعه در مدت کوتاه و علائم بالینی واضح معمولآ از نظر دور نمانده و به خوبی برای همگان شناخته شده است و درمان آن نیز مشکل نیست. ولی نوع مزمن عوامل 5 گانه مورد بحث قرین مشکلات پیچیده و عوارض دراز مدت و مزمن بی شماری بوده و به همین دلیل جا دارد آگاهان و دست اندر کاران بهداشت و سلامت، در هشدار دهی و هشیار سازی جامعه و تعقیب این قبیل امراض و عوارض جدآ فعال باشند.

با توجه به این که 5 عامل پیشگفت همگی ازعوامل و فاکتور های خارج بدنی(exogenic factor ) محسوب می شوند  بنا بر این همگی بالقوه قابل پیشگیری هستند.

به دلیل اهمیت و فراونی ضایعات و عوارض 2 عامل، ایسکمی و مسمومیت های مزمن، در بیماری زائی نسل کنونی بشر مختصرآ در حد فضای عنوان مقاله به این دو عامل پرداخته  می شود.

 

1-کم خونرسانی :

کلیه بافت های بدن احتیاج به خونگیری کافی جهت سالم ماندن، انجام کار و ادامه حیات دارند.این خونرسانی به برکت کار و فعالیت عضلات ارادی بدن محقق می گردد.یعنی تحرکات فیزیکی و ورزش کردن باعث خونرسانی کامل (سیر خونی) تمامی بافت ها می شود.به طوریکه خونگیری خود عضله قلب در گرو فعالیت عضلات ارادی بدن است.در حین یک ورزش هوازی مثل دویدن یا شنا کردن راندمان قلب آنقدر افزایش می یابد که خونرسانی به عضلات و سایر ارگان ها و بافت های بدن(از جمله لوزالمعده) تا دوازده برابر حالت استراحت افزایش می یابد.  پس ایسکمی و یا کم خونرسانی به کلیه بافت های بدن باید با ورزش و تحرکات کافی بر طرف گردد. بنا بر این عامل بیماری زائی کم خونرسانی توسط خود شخص قابل پیشگیری است.

2-مسمومیت:

بافت ها و سلول های بدن نباید با هیچ ماده غیر طبیعی(کمی - کیفی)  ، مواجهه شوند.

در تعریف سم میدانیم ، هر ماده ای که خارج از اندازه طبیعی در بدن حضور یابد سم تلقی می شود.این ماده می تواند سم شناخته شده ای مثل سیانور بوده، و یا ماده حیات بخشی مثل آب باشد.

در هر صورت تمامی مواد موجود در طبیعت به اندازه های متفاوتی در بدن انسان ها بر حسب جغرا فیای اکولژیک محیط  زندگی، وجود دارد ولی این میزان نباید از حد کمی و یا کیفی طبیعی خارج شود.با توجه به گستردگی مواد بیماری زا در دنیای صنعتی امروز،  پیشگیری از این عامل نیز به همان میزان گستردگی خود، بر نامه ریزی و همت عالی،  در سطوح مختلف، از فردی و خانوادگی، تا تمهیدات اجتماعی و ملی و جهانی را می طلبد.

مصرف سموم آفات نباتی ، فضولات و پسآب های کارخانه ها ، آلودگی های هوا،ناهنجاری های تغذیه ای و تغییرات ذائقه ها به سمت مصرف غذا های پروسس شده ماشینی و غیر طبیعی ، بیشترین سهم بیماری زائی را تحت عنوان عامل "مسمومیت" دارا می باشند.

بیان و توضیح 3 عامل دیگر لیست شده،که آن ها نیز قاببل پیشگیری هستند، از حوصله این مقاله خارج است مضافآ به اینکه 2 عامل ایسکمی و مسمومیت نه تنها از بقیه عوامل در بیماری زائی  به مراتب شایع ترند  بلکه این 2 عامل مهمترین عوامل زمینه ساز در اثر بخشی 3عامل بعدی  تولید مرض محسوب می شوند. بی سبب نیست که سازمان بهداشت جهانی از دو دهه قبل  شعار هوای پاک ، محیط پاک ، غذای سالم و ورزش،  برای همه،  را سر داده است و در راه ترقی و تعالی سلامت افراد جوامع، آرزو کرده است تا سال 2050 نصف تمام بیمارستان های روِ کره زمین تبدیل به ورزشگاه شود.

بشر امروز حتمآ باید بداند هر چقدر از مادرخود یعنی طبیعت،سر ناساز گاری داشته  و از آن فاصله  بگیرد به همان نسبت نا ساز گاری درونی(بیماری) نصیبش می شود.انسان باید آگاه باشد که خودش همیشه عضوی و عنصری از package  (بسته) بیولوژیک محیط طبیعت خودش  می باشد. هر نوع اختلال در این بسته بیولژیک، عینآ به اختلال در پیکر خودش تبدیل می شود.

چه خوب است بخاطر بسپاریم که:

¡       سلامت به پنج رکن بود استوار        همان پنج حرفی که رفتش بکار

¡       به سین=سبزیجات و به لامش=لبن        الف=آب و آب پز با آبزیان

¡       میمش=مصرف میوه جات مدام            به هر روز و فصلش که آید بکام

¡       ت=باشد تحرک تحمل تلاش              به تفریح و ورزش به دل شاد باش

 

سلامت با طبیعت همنشین است      به هر چه از زمین روید عجین است

برون از دامن مادر مبادا           هزاران آفت جان در کمین است

.........................................................................

 

 

از پای دیابتیک چگونه نگه داری کنیم ؟ و چه مراقبت هائی برای پای دیابتیک ضرورت دارد تا زخم دیابتیک نگیرد؟

به دلیل اختلات حسی و خونرسانی ناکافی و همچنین مشکلات متابولیسم سلولی و نا آگاهی های بیماران دیابتیک   (همان 4درد پیشگفت) پای این قبیل بیماران در معرض خطر زخم شدن ، عفونت و حتی قطع شدن است.

وقتی مکانیسم هشداری-دفاعی اندامی مثل پای دیابتیک کار نکند وظیفه بیمار و پزشک است که بجای وسیله دفاعی طبیعی تعطیل شده، مستقیمآ خودشان به مراقبت بپردازند. پای بیمار دیابتیک را می توان به یک شخص نابینائی تشبیه کرد که وقتی از او مراقبت نشود  همواره ممکن است به در ودیوار و مانع برخورد کند و مرتب آسیب ببیند. وقتی  پا  حس طبیعی درد را در مقابل فشار و سرما و گرما نداشته باشد و از طرف دیگر همین پا همواره در معرض فشار و سرما و گرما باشد چه حادثه ای برایش اتفاق خواهد افتاد؟

در افراد غیر دیابتیک با حس طبیعی پا، هر نوع فشار و کشش اعمال شده در پا که بیش از حد توان فیزیولژیک و بیو مکانیک باشد، باعث درد شده و شخص به دنبال همان درد واکنش نشان میدهد ودر پی رفع فشار و کشش بر می آید.

ترجمه درد به زبان پزشکی، این است که: ضایعه ای اتفاق افتاده یا می خواهد اتفاق بیفتد.

  اصولآ انسان در هر زمان و ساعتی از شبانه روز ، در هر حالت و پوزیشنی که قرار داشته باشد قسمتی از بافت ها و ارگان های دستگاه حرکتی بدن در حال استراحتند قسمتی دیگر تحت فشار و یا تحت کشش قرار دارند.آن قسمت از بافت ها که تحت فشار یا کشش قرار دارند بر حسب نوع بافت و میزان کشش یا فشار، دچار ایسکمی شده و یا آسیب ترومائی نوع اسپرین یا استرین(sprain & strain )  در آن ها شروع به ایجاد ضایعه می کند . در حالت طبیعی که آلارم حسی مراقبتی طبیعی کار می کند ایسکمی و کشش و فشار خارج از توان به بافت ها قبل از ایجاد ضایعه با عث درد می شود که شخص سالم به این درد واکنش نشان داده و موقعیت و حالت قرار گیری اندام هارا عوض می کند تا بافت های دیگری از اندام و ارگان ها تحت کشش و فشار قرار گیرند و بافت های تحت فشار قبلی استراحت و خونگیری بکنند.این تغییر حالت و جا بجائی نه تنها در بیداری، که در خواب هم بدون این که شخص بیدار شود صورت می گیرد.این پدیده یک مکانیسم محافظتی طبیعی است که در اشخاص سالم وجود داشته و اجرا می شود تا بافت ها و ارگان ها صدمات ترومائی و ایسکمی نبینند. اما در دیابتی ها بخصوص اندام تحتانی و پا که بیشتر از سایر ارگان های دستگاه حرکتی بدن در معرض فشار و کشش و ایسکمی هست مکانیسم حفاظتی پیشگفت کار نمی کند.بدیهی است در این صورت برای پیشگیری از زخم باید چشم و هوش و دست پزشک و بیمار جای اختلالات حسی را پرکند و مستقیمآ مراقبت پا را به عهده بگیرند.

کار های ضروری برای پیشگیری از زخم پای دیابتیک عبارتند از:  

¡       شستشوی روزانه پا با صابون و یا محلول شستشوی بتادین و خشک کردن آن با حوله و مالیدن کرم های نرم کننده  وازلین ویا گلیسرین به پوست کف پا و کناره های پاشنه  

¡       نگاه و مشاهده تمامی سطوح پا و انگشتان و لابلای انگشتان صبح و عصر(حد اقل روزی 2 بار)

بعضآ استفاده از آینه برای سهولت در رویت تمام نقاط کف پا و پشت پاشنه کمک کننده است

¡       توجه به رنگ پوست پا

¡       توجه به پینه ها و میخچه های پا

¡       توجه به هرنوع تغییر رنگ های موضعی و بخصوص تاول ها

¡       توجه به خشکی و ترک های پوست پا

¡       توجه به نبض شریانی پا

¡       توجه به هرنوع تغییری که نسبت به روز قبل ایجاد شده باشد

¡       باید هر 2 هفته یکبار ناخن پا چیده شود

¡       پس از چیدن ناخن ، لبه ناخن چبده شده نباید عقب تر از پوست نوک انگشت قرار گیرد

¡       ناخن را باید در یک خط مستقیم چید نه منحنی

¡       به هیچ وجه نباید گوشه  های نا خن را چید

¡       ناخن را بهتر است پس از استحمام که نرمتر از مواقع دیگر است چید

¡       در افراد مسن بهتر است ناخن توسط افراد جوان خانواده چیده شود--بد چیدن ناخن باعث زخم و عفونت پای دیابتیک می شود

¡       کبودی زیر ناخن پا بخصوص انگشت بلند علامت وقوع زخم و عفونت است

 


مشخصات کفش و جوراب برای پای دیابتیک:

¡       کفش چرمی بند دار کفه ابری نرم باشد

¡       ضخامت کفه سراسری کمتر از یک سانتی متر نباشد

¡       ارتفاع پاشنه 2تا 3 سانتی بیشتر از ضخامت قسمت جلوئی کفش  باشد

¡       طول کفش بایدازطول پشت پاشنه تا نوک بلندترین انگشت پا، یک سانتی متر بلندتر باشد

¡       عرض کفش باید  در ناحیه قاعده انگشتان نیم سانتی متر عریض تر باشد

¡       هیچگونه درز و یا ناصافی در داخل کفش نباید وجود داشته نباشد


¡       در حال ایستاده روی یک پا با کفش پوشیده، هیچگونه فشاری در هیچ نقطه پا احساس نشود

¡       پس از چند ساعت ایستادن و راه رفتن هیچگونه درد و فشاری احساس نشود

¡       - پس از چند ساعت راه رفتن و ایستادن وقتی پا از کفش خارج شد بلا فاصله مشاهده و دقت کنیم که هیچ نقطه ای از پا تغییر رنگ نداده باشد.

¡       دو جفت کفش باید داشته باشیم یک هفته درمیان از هرجفت استفاده کنیم تا  قارچ و باکتری در داخل کفش رشد نکند

¡       کفش را باید غروب یک روز کاری بخریم چرا که پای انسان بر حسب قد و وزن در طول شبانه روز یک تا دو شماره تغییر می کند.صبح ها کوچکتر و غروب ها بزرگتر است

¡       هر هفته باید داخل کفش را بشوئیم و در معرض آفتاب مستقیم در هوای آزاد قرار دهیم تا خشک شود

¡       کفش نو را نباید بیش از 2 ساعت مستمر پوشید

¡       کفش و صندل و دمپایی جلو باز نباید پوشید

¡       بدون جوراب نباید کفش پوشید

¡       به هیچ وجه پا برهنه حتی در اطاق نباید راه رفت

¡       هیچ بوئی از داخل کفش بجز همان موادی که در ساخت کفش بکار رفته است نباید استشمام شود

¡       پا نباید در کفش آنقدر خلاصی داشته باشد که لق بزند

مشخصات جوراب

¡       جوراب باید نخی کرکی و تا حدودی زخیم و کاملآ اندازه پا باشد

¡       جوراب از جنس نفت و پلاستیک نباید باشد

¡       جوراب هیچ نقطه ای از پارا نباید فشار دهد

¡       وقتی 12 ساعت جوراب را مستمر به پا داشتیم پس از درآوردن نباید هیچ اثر فشاری در هیچ نقطه ای از پا بجا بگذارد

¡       محل دوخت وگره های نخ در کناره های جوراب نباید  با انگشتان ویا با نقاط دیگر پا حتی با حس طبیعی قابل لمس باشد

¡       وجود هرنوع درز و گره نخ در جوراب ممکن است باعث زخم شود

¡       حد اقل 2 جفت جوراب  باید داشته باشیم تا هر جفت را یک روز درمیان پوشید

¡       روزی یک بار باید جوراب را شست

 

دقت ها و مراقبت های لازم در انجام کار روزمرگی و حین استراحت:

¡       راه رفتن روی سطوح نا هموار خطر ناک است(خطر شکستگی ها و پیچ خوردگی های بی درد بیما را تهدید می کند که در صورت وقوع پس از مدتی به صورت دفورمیتی و تورم  پاخود را نشان می دهد)

¡       راه رفتن و پیاده روی بیش از 2 ساعت مستمر ممنوع است

¡       ایستادن مستمر بیش از 45 دقیقه ممنوع است

¡       نشستن و آویزان کردن پا بطور مستمر بیش از نیمساعت ممنوع است

¡       پا روی پا گذاشتن حتی در حال استراحت ممنوع است

¡       خوابیدن و استراحت کردن در کنار شوفاژ و بخاری آن چنان که فاصله پا تا بخاری یا شوفاژ به نزدیک تر از یک متر برسد ممنوع است (در مورد شومینه و منقل این فاصله بیش از 5/1 متر است)

¡       خوابیدن و استراحت کردن در کنار دیوار ویا مبل و صندلی و هر مانعی که ممکن است پا در تماس وفشار با آن قرار گیرد ممنوع است

¡       خوابیدن و استراحت کردن روی زمین  فرش ویا حتی تشک سفت ممنوع است

¡       خوابیدن با داروی خواب آور و یا آرام بخش های قوی باید با مراقبت و محافظت یک همراه باشد

¡       قرار دادن پا و یا شستشوی پا در آب با گرمای بیش از 30 درجه و کمتر از 15 درجه خطر ساز است.

¡       بهتر است تست حرارت نسبی آب با پوست ناحیه آرنج یا پیشانی انجام شود نه با پا

¡       روزی یک بار بهتر است استحمام صورت گیرد

¡       کیسه کشیدن و یا مالش با اجسام زبری مثل سنگ پا روی پوست اندام تحتانی کلآ ممنوع است.پا هارا باید با لیف نرم و صابون و یا مواد صابونی دیگری مثل بتادین شستشو(اسکراب) بشوئیم

¡       پوست زمخت و زبر و شکننده بخصوص در ناحیه پاشنه پارا باید با مواد نرم کننده مثل وازلین یا گلیسیرین ویا کرم های نرم کننده دیگر همواره نرم نگهداشت وگرنه ترک برداشته و خطر ساز می شود.

¡       بینا بین و لای انگشتان را بهتر است مواد چرب و نرم کننده نمالیم-شستشوی روزی یکبار و خشک کردن نواحی یاد شده کافی است.

¡       اجابت مزاج بهتر است روی لگن فرنگی انجام شود بخصوص در کسانی که یبوست دارند

 

 

 

بد حسی ها یا پارستزی پا ها (احساسات دروغین) همواره بیما را در معرض خطر و عارضه قرار میدهد از این نظر لازم است تاکید شود که ، گول احساساست دروغین را نخورند.

 گول احساس سرما در پا را نباید خورد و به آتش و گرما پناهنده شد که بسیار بسیار خطرناک است

¡       گول احساس گرما و داغی را نیز نباید خورد و به یخ و سرما روی آورد که فاجعه بار است

¡       گول خارش ها -مورچه راه رفتن ها- مور مور شدن ها- گزگز ها- سوزن سوزن شدن ها-

¡       ........را نخوریم و با مشت ولگدو ناخن و ابزار های دیگر بجان پا نیفتیم که نه قافیه را بلکه تمام پا را  می بازیم.



+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

پاتومکانیک ضایعات استخوانی عضلانی

 

دستگاه حرکتی ارادی بدن انسان از استخوان ها و مفاصل و عضلات وعروق و اعصاب تشکیل شده است که با ضمائم دیگری همچون پوست و تاندون ها و کپسول و لیگامان ها باعث انجام حرکت و کار می شود.

کار طبیعی این دستگاه باعث سلامتی بقیه ارگان های بدن بوده که نتیجه آن سلامتی و ادامه حیات انسان می باشد.

بنا بر این شناخت بیو مکانیک و پاتو مکانیک دستگاه حرکت ارادی بدن از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.

لازمه انجام کار حرکت است و لازمه حرکت نیز انرژی است هیچ نوع کاری در هیچ شرایطی بدون حرکت قابلیت انجام نمی یابد.

حرکت همان جابجائی است.این جابحائی می تواند در سطح ریزترین ماده شناخته شده مثل الکترون یا اتم در نظر گرفته شود ویا بزرگترین جرم ها مثل کرات و کهکشان ها.

بنا بر این  اگر قرار است کاری صورت گیرد باید "انرژی" ( جسمی) را به {حرکت} در آورد. انرژی –جسم – و حرکت- 3 فصل لاینفک همراهی در انجام کار به حساب می آیند. در بدن انسان عضلات منبع انرژی هستند که اعمال آن روی مفاصل و استخوان ها باعث حرکت می شود.

بیو مکانیک علم و بحث ناظر برمکانیسم حرکت در دستگاه استخوانی - عضلانی است و پاتو مکانیک، بحث مکانیسم اختلال در این حرکت را دامن می زند.

محور تناوبی ایجاد حرکت در سیستم استخوانی عضلانی، از سلسله اعصاب مرکزی –اعصاب محیطی –عضلات و تاندون –استخوان و مفصل ،تشکیل می شود. وجود یا ایجاد هرنوع اشکال  در این مسیر باعث اختلال در حرکت طبیعی می شود.تمام ضایعات مادرزادی و ژنتیکی و تکاملی از این نوع اختلال محسوب می شوند

از طرفی دیگر حرکت و کار ایجاد شده باید متناسب با قابلیت و مقاومت و شکل پذیری جرم و جسم و بافت تحت تاثیر انرژی باشد.

در غیر این صورت کار و یا انرژی اعمال شده خود باعث ایجاد اختلا ل و ضایعه در جرم و جسم خواهد شد.کلیه ضایعات تروماتیک اعم از مزمن و حاد- سندرم های استرتیک مزمن-در این گروه اختلالات قرار می گیرند.

برای مقاوم سازی و افزایش قابلیت های شکل پذیری اجسام-اندام-بافت ها ، در مقابل انرژی و حرکت ایجاد شده ، تقویت ساختاری برای اجسام –اندام- بافت ها، هم در جهت اعمال انرژی، وهم در مختصات گشتاورعکس العملی، ضروری است.

در عرصه صنعت این گونه تقویت و مقاوم سازی ساده است .کافی است با ابزار و اجسام غیر زنده مختلف بدون محدودیت بر حسب نیاز و بودجه سازنده به توانمندی دلخواه دست یافت.

اما در سیستم های بیولژیک زنده، ساز و کار های طبیعی و خلقتی بافت ها و اندام ها،به گونه ای است که فقط دخالت های همسان وهمسو با روند طبیعی بیولژی خود را ، در جهت تقویت و مقاوم سازی می پذیرد.که آنهم نه تنها برای هر موجود زنده بلکه در انسان ها برای هر شخصی بر اساس شرایط فیزیکی و فیزیولژیکی ،ممکن است متفاوت باشد.

بطور کلی و اصولی در انسان ها تقویت عضلات بدن، تمرین و تکراروارتقاء کار آزمائی های هوازی،در قوس حرکتی بی درد وقابل کنترل مفاصل، آنهم در زمینه تغذیه و بهداشت سالم ، نقش اول را در ادامه و ابقاء شرایط بیومکانیک طبیعی و پیشگیری از اختلالات در سیستم حرکتی ارادی ایفا می کند.

از طرف دیگر دقیقآ براساس پاتومکانیک ایجاد شده، در درمان اختلالات دستگاه استخوانی عضلانی نیز، فقط اقدام و دخالتی که منطبق بر روند پروسه ترمیم و جبرانی طبیعی بافت ها و ارگان ها باشد، باعث بهبودی و برگشت سلامتی خواهد شد.

بنا بر این می بینیم که برای بیش از ۸۰ درصد مشکلات و درد های دستگاه استخوانی عضلانی که در واقع منشآ مکانیکال دارند دارو نقشی در درمان ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

خطای انسانی

سلام به همه عزیزان- همه پویندگاه علوم -به خصوص جویندگان علوم پزشکی

سلام و درود ویژه به شرکت کنندگان گرانقدر همایش دو روزه " مولتیپل تروما multiple trauma" که در دانشگاه علوم پزشکی مازندران  با همکاری انجمن ارتوپدی ایران- شاخه مازندران در تاریخ 24 و 25/ 9/ 90  با تلاش مدبرانه دبیر علمی کنگره جناب اقای دکتر محمدحسین کریمی نسب بر گزار شد و با تشکر و تقدیر از دست اندر کاران واحد پشتیبانی این کنگره که برای اولین بار در استان مازندران ویدئو کنفرانس همزمان این همایش را در سالن دانشگاه بین المللی رامسر بر قرار نمودند تا گروه زیادی از شرکت کنندگان غرب استان مازندران نیز در این همایش دو روزه شرکت داشته باشند.

این کنگره صبح روز پنجشنبه پس از سخنرانی افتتاحیه جناب آقای دکتر بابا محمودی قائم مقام ریاست محترم دانشگاه علوم پرشکی مازندران شروع شد.

اولین سخنران این همایش کارشناس ارشد و رئیس راهنمائی رانندگی استان جناب آقای سرهنگ سوادکوهی بودند که نکات آماری بسیار ارزشمندی ارائه نمودند.

در آمار ارائه شده بیشترین عامل تصادفات عامل "خطای انسانی" گزارش شده است.

   بر اساس آمارها، هر سال نزدیک به ۵۰ میلیون نفر در جهان، در اثر حوادث ترافیکی مجروح و ۱/۲ میلیون نفر کشته می شوند. در این مقایسه جهانی، اگر چه ایران کمتر از یک صدم جمعیت جهان را در خود جای داده است، اما بیش از یک چهلم حوادث ترافیکی در آن اتفاق می افتد؛ یعنی سالانه نزدیک به ۴۰۰ هزار تصادف در کشورمان روی می دهد. 

درست ۱۹ دی ماه سال گذشته بود که پلیس راهنمایی و رانندگی در گزارشی خبر داد که در کشور ایران در هر ۲۵ دقیقه یک نفر بر اثر حوادث رانندگی جان خود را از دست می دهد. در همین گزارش آمده بود که میزان حوادث جاده ای ایران ۷ برابر کشورهای توسعه یافته است. از طرف دیگر در کشورهای توسعه یافته در مقابل هر هزار نفر جمعیت، ۳ نفر در اثر تصادفات جاده ای کشته می شوند، در حالی که در ایران در مقابل هر هزار نفر جمعیت، ۳۲ نفر در اثر حوادث رانندگی جان خود را از دست می دهند. همچنین تصادفات و حوادث رانندگی در ایران دومین عامل مرگ و میر بعد از حملات قلبی شناخته شده است.
برای پیش گیری از این حوادث، نکته مهم تعیین سهم هر یک از عوامل موثر در تصادفات جاده ای است.
به عنوان مثال، سهم راننده، خودرو، جاده و علایم راهنمایی و رانندگی چند درصد است و تفکیک و مشخص کردن سهم هر یک از عوامل، چگونه به طور دقیق ممکن می شود؟...

منبع: .www.sedaghatnews.ir/Pages/News-3653.html

بله . همان طوریکه بیان شد 3 عامل 1-انسانی 2-اتومبیل 3-وضعیت جاده و راه- در ایجاد تصادف نقش دارند.

ودر ایران  علت حدود 70 درصد تصادفات عامل "انسانی" ثبت شده است و ظاهرآ در آمار های جهانی عامل انسانی حدود 50 درصد در تصادفات موثر است.

از نظر علمی و بخصوص در بحث های تکنیکی و علوم الکترو تکنولوژیک  در آینده ای نه چندان دور نقش عامل انسانی باید به طرف صفر میل کند و یا به عبارتی دیگر این نقش بجز در خطا ها و اقدامات مجرمانه عمدی- اصلآ نباید به حساب بیاید. چرا؟!

زیرا-میزان مسئولیت انسان در هر حادثه ناگواری به میزان دانش وشناخت وکارآئی وی در  بازدارندگی آن حادثه تعریف و محاسبه می شود.

پیشرفت علم و تکنولژی یک فرآیند عملیاتی "جمعی" است که با افکار خلاق یک جمعیت طراحی و اجرا می شود.جاده سازی- اتومبیل سازی-هواپیما و ترن و ریل سازی و خلاصه تولید هرگونه وسایل و ابزار در دنیای صنعت و- ساخت و ساز و -نقل و انتقالات  توسط "جمعی" از انسان ها ساخته شده است.

تمام این ساخت و ساز های "جمعی" باید با احراز شرایط ایمنی دقیق و جامع تحویل "یک فرد" = "یک کاربر" شود.

وقتی مسئولیت یک "مجموعه انسان" در مقابل مسئولیت یک "فرد-انسان" (همان کاربر) قرار گیرد- انصافآ چند درصد پروسه یک خطا قابل انتساب به یک فرد  (مثلآ راننده یک اتومبیل چپ شده) است؟ 70 درصد در ایران؟؟!! یا همان 50 درصد در ثبت جهانی؟؟!!

آیا این تقسیم و تسهیم و تناسب انگاری عادلانه است؟ قطعآ و منطقآ پاسخ منفی است. به عبارتی دیگر اگر "جمعیتی" اداره یک سیستمی را در توانمندی و فراخور " یک نفر" دیده و به او تحویل داده باشند -ولی شخص مورد نظر از عهده آن برنیامده و حادثه و عارضه ای ایجاد شود-خطای کدام  طرف بارز و محرز و بیشتر است؟  جمعیت یا فرد ؟ اصلآ آن "فرد" را می توان خطا کار نامید؟

 

وقتی جاده های یک کشور مناسب سرعت های بالای 120 کیلومتر درساعت نباشد چرا اتومبیل دارای قابلیت 260 کیلومتر سرعت دست کاربران قرار می گیرد واگر این نوع اتومبیل ها وارد جاده ها می شود چرا جاده های مناسب شرایط اتومبیل ساخته نمی شود؟؟این یک خطای اداری "جمعی" است.

چرا یک سیستم الکترو مکانیکالی مثل اتومبیل در عصر نانو و هوا و فضا آنقدر هوشمند نیست که نقص  فنی خودرا دریابد وخود را(که اتفاقآ خودرو هم نام دارد)متوقف کند ؟. این یک خطای تکنیکی "جمعی" است. 

آیا زمان آن نرسیده است که یک اتومبیل  از راننده خود قبل از به حرکت در آمدن و در حین حرکت تست هوش و مصرف الکل و اعتیاد به مواد مخدر  به عمل  آورد؟ ودر صورت مشکل داشتن راننده- به فرمانش عمل نکند ؟ آیا این یک خطای "جمعی"نیست؟ .

چرا یک وسیله نقلیه نمی تواند حد اکثر سرعت مجاز ایمن را بر اساس شرایط جاده و راه تشخیص دهد و بیشتر از آن سرعت را از راننده اطاعت نکند؟ این یک خطای "جمعی" است. بله  با این توصیف یک زمانی به آنجا هم میرسیم که نیاز به راننده داشتن یک "خودرو" نقص فنی آن "خودرو" محسوب شود.

و حالا اگر شرایط دیگر اثز گذار روی حالت جسمی و روحی "فرد کار بر " مثل مشکلات اقتصادی اجتماعی خانوادگی و تربیتی را که همگی ناشی از نوع مدیریت "جامعه"است به عوامل اشاره شده بالا اضافه شود- سهم خطای "انسانی" در تصادفات رانندگی به صفر میل خواهد کرد.

آیا در این قانون گذاری جمعی موجود جوامع بشری- نا خود آگاهانه بنام قدرت ”جمع"-- ظلم به"فرد"-- صورت نگرفته است؟

تصدیق خواهید فرمود که سوژه های مشابه دیگری هم با مصادیق متفاوت وجود دارد که باید مورد مطالعه قرار گیرد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

همایش ملی اورژانس های جراحی

 در سه روز پایانی هفته گذشته (27-28-29 مهر ماه) همایش ملی اورژانس های جراحی در سالن همایش  های بیمارستان روحانی دانشگاه علوم پزشکی بابل بر گزار شد 

در این همایش با شکوه سخنرانان از دانشگاه علوم پزشکی بابل وسایر دانشگاه های کشور- آخرین تکنیک ها و پیشرفت های علوم پزشکی در اورژانس های جراحی را بیان کردند.

میهمان ویژه این گردهم آئی استاد دکتر حسین اصل سلیمانی بنیان گذار و رئیس گروه آموزشی اورژانس دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که به عنوان سخنران برنامه اختتامیه به موضوعات و ضروریات جالبی تآکید داشتند.

یکی از نکات بارز این کنگره استقبال کم نظیر شرکت کنندگان بوده است- بطوری که تمام ظرفیت سالن در طول اجرای 3روزه برنامه تقریبآ همیشه پراز پزشکان گروه ها و رشته های مختلف بوده است.

زیبا ترین صحنه بخاطر ماندنی این همایش تقدیر ویژه از استاد دکتر احمد خالق نژاد طبری بود.

از ایشان به عنوان بنیان گذار دانشگاه های علوم پزشکی مازندران- بابل- گرگان و  بیمارستان آموزشی نمونه و بی نظیر استان های شمالی کشور واقع در پردیس دانشگاه علوم پزشکی بابل-تقدیر ویژه به عمل آمد.

این شخصیت کم نظیر علمی-اجرائی کشور که جایزه و تقدیر نامه خودرا از دست ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی بابل جناب آقای دکتر مکانیکی دریافت میکرد با ابراز احساسات غیر قابل وصفی از شرکت کنندگان در کنگره روبرو شد بطوری که با همه مقاومت  نتوانست اشک خودرا از دید حضار پنهان کند.

این "استاد تمام" دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران که هم اکنون بیش از 10مسئولیت اجرائی-علمی در سطوح مختلف کشوری-آسیائی و جهانی را بر عهده دارد-بزرگترین و بیشترین خدمات علمی- پزشکی استان مازندران را در طول تاریخ منطقه طبرستان به این دیار تقدیم کرده است.

اشعار زیر در وصف ایشان توسط یکی از شرکت کنندگان خوانده شد.


 تقدیم به استاد دکتراحمد خالق نژادطبری

ای که نژاد خالقی در دل خلق نشسته ای/   نقش تو جلوه میکند هر جا کمرکه بسته ای

عزم بلند عارضت رونق قوم طبری است/   ساحت علم و دانشی که با دو دیده شسته ای

شهره خاص و عامه ای فخر طبابت و شفا/    مرتبه ای که درعمل برای علم نشسته ای

مکتب عشق و عاشقی گر احمدی چوتو نداشت/   کجا قراری میگرفت ساز دل شکسته ای

تاب وتوان آشنا صبر و سکوت دیگران/   سرآمده برآن دری که روی تشنه بسته ای

دلخوشی زمانه رفت هر آن چه در زمینه داشت/ از آن زمان که یکسره از این دیار گسسته ای

یوسف عاشقان بیا رو شده چاک پیراهن/   ازحرم حرامیان کنون توای که رسته ای

شاهد ماجرا دگر دل نکند زکوی دوست/   تا شنود زگوش جان یک خبر خجسته ای 

 دبیر علمی این همایش  جناب آقای دکتر سید رضا هاشمی جراح عالی قدر دانشگاه علوم پزشکی بابل بودند که الحق شکوه و عظمت این همایش در گرو برنامه ریزی دقیق و تلاش فراوان ایشان بوده است.

شکوه یک همایش بی سبب نیست/ بجز ترکیبی از علم و ادب نیست

دبیر علمی اش چون "هاشمی" بود/ اگر گویند که شد محشر عجب نیست

جا دارد از تمامی دست اندر کاران بر گزاری این همایش علاوه بر اعضای هیئت علمی و اجرائی از شحص جناب آقای دکتر مکانیکی ریاست معزز دانشگاه و معاون محترم ایشان جناب آقای دکتر اصغرزاده تقدیر و تشکر بعمل آید.  

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

آیا میدانید معنی این صدا ها چیست؟


در سيستم استخوانى عضلانى وجود و ايجاد هـر گونه صدائى غير طبيعى است
چه صداى قابل شنيدن وچه صدائى كه در خود بدن احساس شود
اين صدا ها اصطلاحآ 
Crepitation,click,clunk,poping,snapping......
گفته ميشود٠ صدا ها عمدتادرزانو-مچ پا -شانه-گردن و ستون فقرات كمرى -انگشتان دست وپا-حتى در لگن ها وگيجگاه ها ممكن است شنيده ويا احساس شود٠
هيچكدام از اين صدا هاطبيعى محسوب نميشود٠شايعترين علت اين صداها ضعف عضلات عمل كننده روى مفصل مربوطه مى باشد٠علت ديگر ناصافى سطح مفصلى است كه مى تواند ارتروز باشد٠ علت بعدى لغزندگى ومالش تاندون و يا رباط روى بر جستگى هاى استخوانى اطراف مفصل مى باشد٠
يك علت ديگر كه متاسفانه بعضى عادت دارند اين صداراايجاد كنند ازاد شدن گاز ازت از مايع مفصلى مى باشد كه اصطلاحآ( رگ شكندن) مى گويند٠اين كار كه باايجاد فشار منفى درمفاصل ريز انگشتان انجام مى شود باعث عادت شده و اگر ترك نشود نهايتآ باعث ارتروز زودرس مفاصل مى شود
پس يادمان باشد كه هيچ صدائى در دستگاه عصبى عضلانى استخوانى عادى وطبيعى نبايد تلقى گردد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

پیشگیری و رمز سلامتی

به درمان نیندیشید که "درمان" از جنس "درماندگی" است

هیچ روش و یا پروتکل درمانی در دنیا وجود ندارد که بدون ضرر و زیان باشد

هیچ درمانی نیست که هزینه آن از پیشگیری بیشتر نباشد

هرعمل شر است در درمان تن

لیک شر تر علت عصیان تن


هان نپندار خیر در درمانگری است

دفع شر تر با یک شر دیگری است


پس چنان کن تا به نفع مبتلا

انتخاب شر به ارزد بر بلا


خیر خواهی در نهاد اندیشه کن

علم طب پیشگیری پیشه کن

.................................

و اما پیشگیری:

"سلامت" به پنج رکن بود استوار

همان پنج حرفی که رفتش بکار


به سین سبزیجات و به لامش لبن

الف آب  و آب پز با آبزیان


میمش مصرف میوه جات مدام

به هر روز و فصلش که آید بکام


ت باشد تحرک تحمل تلاش 

به تفریح و ورزش به دل شاد باش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

سال نود مبارک

ای نام تو بهترین نظرساز / طرح نوئی در نگاهم انداز

...............................

سال نو د  که " نو " بیش از شصت و شش درصد آن را تشکیل میدهد بر شما و همه نو اندیشان و

 نو سازان و نو پردازان و نو آوران و نوروز داران مبارک باد.

امروز  هم از زانو صحبت میکنیم که 50 درصد آن همیشه نو هست.اما چه کاری بکنیم که همیشه زانوی نو و

 کار آ داشته باشیم؟..........

همیشه باید اهل تحرک و ورزش های هوازی باشیم تا خونرسانی به این مفصل مثل بقیه مفاصل و ارگان های دیگر کامل و کافی باشد.

با کفش کفه ابری نرم و حامی قوس کف پا -بند دار و رویه چرمی- راه برویم و ورزش کنیم.

درسطوح نا هموار ورزش نکنیم و ندویم.

دوزانو  یا چهارزانو زیاد ننشینیم .

مشغول هر کاری که هستیم حد اقل هر 2 ساعت یکبار راه برویم و قدم بزنیم. 

از بالا پائین رفتن زیاد پله ها- بخصوص پله های با ارتفاع بیش از 25 سانتیمتر پرهیز کنیم.

ورزش مخصوص تقویت عضله چهار سر رانی را حد اقل روزی 3 بار انجام دهیم تا شکل ران ما از حالت دوکی شکل خارج گردد.

مثلآ در شکل زیر ران راست دوکی شکل و ران چپ عضلانی است

http://www.variteks.com/product/brtymdnlygr.JPG

از زانو بند  به مدت طولانی استفاده نکنیم چون باعث ضعف عضلات ران شده و باعث درد زانو می شود.

باید همواره برجستگی دوعضله ناحیه بالا و داخل- و -بالا و خارج- زانو قابل تشخیص و رویت باشد حتی بدون انقباض.(عضلات واستوس مدیالیس و واستوس لاترالیس) .مثل شکل زیر:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/8/8d/Male_Knee_by_David_Shankbone.jpg

در حین دوچرخه سواری زین دوچرخه باید در حالت- بالا ترین وضعیت- که بتوانیم رکاب بزنیم-قرار گیرد.

مثل شکل زیر:

http://www.cpsc.gov/cpscpub/prerel/prhtml05/05592b.jpg

نه مثل این شکل :

http://www.co.ho.md.us/DPW/DPWIMAGES/bicycle%202.jpg

همیشه نو باشیم.


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

مطالب قدیمی‌تر