حال و هوای محرم و عاشورا
نوحه امام حسین(ع)
آه و ناله نوحه و مرثیه بر آن سرور مظلو م برخوردار از دین- آبرو- برکت- صداقت-عزم جزم و نعمت دنیای این و آن- روضه رضوان-ملائک-حور پشتیبان-افتخار کائنات -آدم و عالم............چرا خوانم؟.
نوحه بر خود خوانم و از دست خود چون این چنین مغبون و مظلوم_ رفتار خودم –هستم.(ظلمت نفسی)
و محروم_ از آن آیه ها و لایه های خویشتن سازی – همنوعان پردازی-
سخت و سنگ و- منگ ننگ- ماندم.
برای رستگار نیک فرجام چون حسین ابن علی-کز جان خود باخیل یارانش-
برای آدمی چون من گذشته است.....
-نوحه و مرثیه خوانی و عزاداری- نقض اهداف- نقض افکار حسینی است و....
تسلی دلی مرده........
که آنهم در غیاب همت عالی-
گرفتار- نبود عزم و- یک بیماری مزمن.....
-تمام یک ارادت را-
عبادت را-
اشارت را-
هدایت باعنایت را-
فرمان به معروف را-
نهی از منکررا-
با چندین ضربه زنجیر و طبل و اشک و آه یکجا - بجا می آورد........ به پایان می رساند.
که تا یک دوره یکساله دیگر-نشئه حال مقرب خوانی خویش باشد و باز هم همانند گذشته ساکت و ساکن...
ولی در ذکر و در حال و هوای.. "آه"... مظلومان –
در غیاب "صاحب آه" -و..
به دور از ماجرای ظالم و مظلوم-
بدون هیچ دخالت-اصطکاک-حتی –فقط یک لمس سطحی –
تمنای ثواب نانوشته –بی فرشته- کرده باشد.
منتظر.......تا سال دیگر...تا محرم....همچنان در گردش یک چرخه معیوب-فرساینده _دین و دل و دلدار عاشوراست.
یا حسین-ای سرور آزادگان – ای که با همراهی دلدادگانت- ظهر عاشورا-بهترین حال و هوای روز -درمناسب ترین لحظه یک تشخیص-اوج تفکیک و تمایز- کل حق و – کل باطل را برای نسل های بعد شناسائی و باخون خود هم آنرا- نشان کردی.
با رنگی نشان کردی که هرگز- هیچوقت- زایل نخواهد شد.
آن نشان سرخ – آن علامت را گذاشتی-هرزمان-هرنسل-در هر فرقه انسانی- همواره- به هر چشم ودلی تابنده خواهد بود. ...واین را هیچ شکی هیچ کس در دل نخواهد داشت.
این نشان را بعضی ها- از منظر زیبا شناسی- بر سر و سینه زنندش تا که آویزند.چون پیغام ومعنی چنین در گرانقدر را - نمی خواهند بدانند و.... نمیدانند- ناشناس گوهر و عیار آن هستند....و اینان همانانند..که - در اعداد بیشمارند و در-امداد -بی مقدار.
از ریاکاران دراین خیل گوهر نشناس چیزی جز پناه بردن به ستارالعیوب خود نمیدانم.
دسته ای دیگر میدانند –می فهمند -معنای علامت را – نشان و راه عزت را- میدانند با یک دامن همت کمر بستن –زبند خود برای خود گذشتن –سزاوار چنان در درخشانی خواهند شد...ولی افسوس......که.... افسوس عمری را- بر یک سوز روزی- ترجیح میدهند و همچنان در حسرت آن بی نصیبی- بر سر و سینه با زنجیر می کوبند. و اینان درشمارش.. اندک اند و در- نیایش با نوازش.. بی شمار.
و غلام همت آنانم که گوهر شناس هستند و برای بدست آوردنش سراپا عزم جزمند.گوهر حسین میشناسند و به هر قیمتی آنرا می خواهند و با او هستند و به هیچ قیمتی از حسین جدا نمیشوند.
چون اولاد حسین و اصحاب حسین سلام الله علیهم اجمعین
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
...............
قدرنامه
عاشورا دوش
رخت سفری قامت جانم کردند یک
هزار مهرخ مست جلوه بامم کردند بر ردائی
که به قدر شبی بر دوشم بود سی هزار
آینه دار غرق نگاهم کردند حال
و احوالی که از هوش به سر داشته ام صد
هزار ساقی آماده مجابم کردند صبحدم
وقت تشرف به دم صاحب نور ملک هفتادو
دو ملت همه نامم کردند صحنه
ای بود سزاوار ستایشگه حور با
چنان نام ونشانی که صدایم کردند من
چه گویم که چگونه سر و سری بوده است تا
که آگاه شوم مست و خمارم کردند آه-
ای شاهد سر مستی آدم- بنویس
التماس دعا