قدر سلامتی را نمی دانیم

بهتر است بگوئیم که قدر سلامتی را نمی شناسیم 

اهمیت هر کاری و یا قدر و منزلت هر چیزی به اندازه وقت و اراده و همتی است که برای آن صرف میشود.

از سلامتی و تندرستی بالاتر چیست؟

کدام همت و اراده عالی را می شناسیم که صرف سلامتی شده باشد؟؟؟!!!

من امشب مایوس و دلتنگم. ازدست همنوعان خودم ناراحت و پریشانم.

دیروز یکی از دوستان و همکلاسی قدیمم به همراه بیماری به مطبم آمده بود تا به سبب دوستی دیرینه ی مان توصیه ها وسفارشات لازم را در مورد درمان بیمار ی که با خود آورده بود گوش کنم. 

من مات چهره چروکیده و قیافه درهم کشیده اش بودم و او با لب و زبان کند و غیر همراه کلامش با من صحبت می کرد. خدایا این شخص واقعآ همان قهرمان کشتی دانشگاهی است که باهم درس می خواندیم؟؟!!

اصلآ باورم نمی شد که این دوست من همان کسی است که غالب حریفانش را زیر 3 دقیقه اول ضربه فنی می کرد.خیلی مشکل بود که بپذیرم شخصی که در مقابلم نشسته است صاحب همان قامت رشیدی است که عکس یادگاری با او گرفتن افتخار آمیز و با او شانه به شانه راه رفتن غرور انگیز بود.!!؟؟ 

به خصوص دراین زمان که بالاترین افتخار انسان ها به افزایش میزان متوسط عمر آدمی و ارتقاء شاخص های سلامتی است -دیدن یک پزشک - دوست و همکلاسی دوران دانشکده ام  در شرایط بسیار ترحم بر انگیز که آن هم نه به عنوان یک نوجوان و جوان تازه به آزادی رفتاری رسیده که به عنوان یک پزشک تحصیل کرده صاحب عناوین و موقعیت های افتخار آمیز- بله دیدن این پزشک که با دست و اراده خودش چنین بلائی را به سر خودش آورده است برایم بسیار ناراحت کننده و غیر قابل تحمل و باور بود. آن مظهر اراده و همت- منظر نیکوئی و ارادت که در دوران دانشجوئی حتی یک بار هم لب به سیگار نزده بودچگونه قربانی افیون شده است.!!!؟؟؟

خیلی امشب دلتنگم. ای کاش همین یک نفر را می دیدم و می شناختم که به چنین روزی افتاده است.

سیگاری- تریاکی- هروئینی- حشیشی- کراکی- شیشه ای ............

متاسفانه این ها عناوین موجوداتی هست از نوع خودمان که از جانب رب العالمین عنوان خلیفت الهی و اشرف مخلوقی گرفته ایم. خدا یا  نمی دانم بندگانی که این چنین خود را در ورطه هلاکت می اندازند با دست خود با اراده خود دنبال کدام هدف اشرفیت و انسانیت هستند؟! خدا یا نمی دانم این نوع از بندگانت با خجالت و شرمساری از عنوان و مقامی که ارزانی شان داشته ای چگونه کنار می آیند؟؟!! خدایا من امشب خیلی شرمسار و دلگیرم .چون نمی دانم سهم  من از این ناسلامتی همنوعانم در جامعه چقدر است؟؟ در این جهالت تقصیر من چقدر است!!؟؟

تعداد بیشماری از این قبیل همنوعان من هم اکنون در سراشیب سقوط و هلاکت افتاده اند.

انجام کدام کار و وظیفه- تورا و مرا خشنود خواهد ساخت؟؟.نمیدانم!! 

می خواهم امشب تا صبح بیدار بمانم و دعا کنم.نمی دانم چه دعائی بکنم.؟؟

برای خودم دعا کنم که راه علاجی را به من بیاموزی؟؟!! برای آن ها دعا کنم که به خود آیند و به راه سلامتی بر گردتد.؟؟

تن و روح سالمی را که چنین فساد گیرد/نتوان به نهر و بحر  شست مگرش به لطف الله    


  

  

عاشورا


تقدیم به: همه حسینی ها -که زمین از خاک پای آنان سرافراز است

 

قدرنامه عاشورا

دوش رخت سفری قامت جانم کردند

یک هزار مهرخ مست جلوه بامم کردند

بر ردائی که به قدر شبی بر دوشم بود

سی هزار آینه دار غرق نگاهم کردند

حال و احوالی که از هوش به سر داشته ام

صد هزار ساقی آماده مجابم کردند 

صبحدم وقت تشرف به دم صاحب نور

ملک هفتادو دو ملت همه نامم کردند

صحنه ای بود سزاوار ستایشگه حور

با چنان نام ونشانی که صدایم کردند

من چه گویم که چگونه سر و سری بوده است

تا که آگاه شوم  مست و خمارم کردند

آه- ای شاهد سر مستی آدم-  بنویس

یک شبی- هدیه یک عمر-  نثارم کردند


 

 

 شاخه شکسته

فاخته چون شاخه نسرین شکست

دامنه اش شعله نفرین نشست

شاخه بشکسته  دل باغبان

خیمه زد و رخت زگلخانه بست

بلبل ماتم زده  نوحه خوان

حرمت بشکسته سرود و برست

تا برسد مرهم گل در چمن

غنچه شکفت از دل طوبی پرست

بر سر آن عهدیه عهد شکن

تیغه تسلیم و سزا یش نشست

فاخته ها مائده ها برده اند

حکمت و تقدیر نهان بسته دست

حادثه هر چند قضا زاده است

کی برسد بی سبب ناز شست

باده ناپخته اگر خورده ایم

مغبچه ایم بی خبر از هرچه هست

قصه چنان گو که پریزاد عشق

سلسله دیو  حرامی گسست

دیده مخموری شاهد پسند

قسمت رویم شده روز الست

View Image