بهانه شب یلدا

از شب یلدا چه میدانید ؟

شب یلدا چه ارتباطی با بهداشت و سلامتی دارد؟

به بهانه شب یلدا برآن شدیم دو نکته کلیدی مهمی را برای سلامتی و بهداشت شرح دهیم.

نکته مهم یکم:

دور هم جمع شدن اعضاء خانواده وفامیل در رده های سنی مختلف در یک محفل گرم وشاد خانوادگی وشرح خاطرات گذشته باعث تغییر حالتهای ضعیف شده و پژمرده ژنها شده  وسلول های بدن به سمت توانمندی جوانی(گذشته) میروند.  شادمانی و خوشحالی نیز مزید بر علت شده ودر تداوم توانمندی یاد شده نقش بسزائی دارد.

نکته مهم دوم:

خوردن میوه جات  تاثیر بسیار زیادی در تداوم سلامتی دارد.طبیعت و خلقت آدم به شکلی طراحی شده است که فقط با مصرف غذا های طبیعی و آفریده خالق زندگی و حالت طبیعی او ادامه پیدا میکند.انسان هر اندازه از مصرف غذا های طبیعی دور باشد به همان اندازه از سلامتی بدن دور خواهد بود.انصافآ اگر چند نوع غذا دست پخت چند آشپز معروف دنیا در سر سفره باشد شما کدام غذا را میل خواهید کرد؟ حتمآ خواهید گفت دست پخت آن آشپزی که: معروف ترین باشد-دلسوزترین برای سلامتی شما باشد-  دانا ترین به نیاز بدن شماباشد-آگاه ترین به فیزیولژی و بیو لژی تمام سلول های بدن شما باشد-و...............بله واقعآ انتخاب بسیار شایسته ای دارید. حال این عناوین گفته شده به کدام آشپز تعلق دارد؟  قطعآ خدا.

بله آشپزی خدا حرف ندارد. چه کسی تاکنون ادعا کرده است یا ادعا خواهد کرد که در آشپزی و دست پخت از خدا بهتر است؟

در میان آفریده های غذائی خداوند آنقدر گونه های مختلف وتنوع  وجود دارد که به تنهائی یا ترکیب و مخلوط برخی از آن ها قطعآ پاسخگوی همه ذائقه های همه انسان های روی زمین میباشد.و بشر هیچ نیازی به تغییر آن ها با حرارت دادن بیش ازحد مجاز  یا افزودنیهای شیمیائی آلی یا معدنی غیر مجاز ندارد.

 متاسفانه درصد زیادی از بیماری های انسان های عصر حاضر ناشی از تغذیه غلط وغیر طبیعی می باشد که در پیام های قبلی مفصلآ شرح داده شد. 

امروزه یکی از شاخص های سلامتی یک کشور مصرف سرانه میوه جات وسبزیجات و تعداد میوه فروشی یک کشور نسبت به جمعیت آن است. در مناطق وسیعی از کشور ما این شاخص  بسیار پائین است.

واقعآ شب یلدا به یاد آوری نقش- شادی و دور هم جمع شدن و میوه خوردنش-در سلامتی- شب بسیار گرانقدری است.

ای کاش به د د د  ر ر ر ا ا ا  ز ز ز  ی ی ی  س س س ا ا ا ل ل ل  بود. 

 شب یلدا به تنهائی به قدر عمر می ارزد    اگر در محفلش مغلوب سازیم کل نفرت را

 

به تخم"آفتابگردان"و"نار"و"هندوانه"سیب"   منورسا زیم امشب"شب یلدای"فکرت را

ز فال یک لسان الغیب غزل یابیم  بنیوشیم     "و ان یکاد " بر خوانیم براندازیم حسادت را

کمردرد-7

بجز مشکلات و ضایعات دیسک که باعث درد کمر و درد سیاتیکی میشود عوامل دیگری نیز باعث درد کمر میشود.کشیدگی رباط ها و عضلات ناحیه کمرsprain & strain از عوامل شایع کمر درد میباشد که درمان آن همانند درد ناشی از دیسک میباشد.استراحت در حالت بیدردی مهمترین وموئثر ترین روش درمان می باشد.

علت عمده sprain-strain ضعف عضلات کمر در مقایسه با کار یا حرکت زاویه ای خاصی است که شخص ناچار به انجام آن شده (ضربه مزمن) ویا طی یک حادثه ضربه ای حاد کشیدگی عضلات یا رباط ها ایجاد میشود.عامل دیگر کمر درد آسیب غضروف های مفصلیfacet joint)  ) بین مهره ای است .این درد معمولآ قدری ازخط وسط طولی کمر فاصله داشته و بر حسب اینکه facet چپ یا راست درگیر شده باشد-در سمت چپ یا سمت راست خط وسط کمر حس میشود.ضایعه غضروفی یادشده آرتروز((osteoarthritis "OA" نامیده میشود که در پیام های بعدی مفصلآ در مورد این پدیده(نه بیماری) شرح داده خواهد شد.آرتروز facet joint ها اگر پیشرفت کند منجر به درد سیاتیکی هم میشود.عامل دیگر درد کمر مشکلات قسمت استخوانی ستون فقرات-یعنی جسم مهره-قوس خلفی-زوائد عرض و شاخک پشتی مهره میباشد.

از شکستگی های حاد و مزمن قسمت های مختلف استخوانی یاد شده تا پوکی استخوان و ضایعات مادر زادی مختلف میتواند باعث درد کمر شود.بعضآ عفونت هائی مثل تب مالت ویا سل مهره ویا بیماری های التهابی غیر عفونی مثل روماتیسم و انواع مختلف شبه روماتیسم و تومور ها و بیماری های دستگاه خون ساز بدن نیز ممکن است ایجاد درد کمرکنند که با علائم جنبی اختصاصی و غیر اختصاصی دیگر تشخیص آنها گذاشته میشود.باید توجه داشت ضایعات و بیماری های دیگری نیز وجود دارند که ارتباطی به ستون فقرات کمری ندارند ولی ممکن است درد آن در کمر حس شود.

بعضی از بیماریهای دستگاه تولید مثل(در زنان)  و دستگاه کلیه ومجاری ادرار میتواند دردی ایجاد کند که در کمر و ناحیه پائین کمر احساس شود.این قبیل درد هارا درد های راجعه مینامند.در پیام های بعدی از 3نوع درد: واقعی/ریشه ای یا انتشاری/و راجعه/ بحث خواهیم کرد.

 

بایدتوجه داشت از میان عوامل متعدد و مختلف یاد شده فوق ضایعات دیسک و آرتروز به همراه sprain & strain  حاد و مزمن بیش از 80% درد های کمر را تشکیل میدهد که  طبق روش پیشگفت درمان خواهند شد.اگر درمان به درستی صورت نگیرد احتمال پیشرفت و ایجاد عارضه قطعی است.عوارض و علائم پیشرفت بیماری عبارتند از:کمحسی و بیحسی(فلج حسی) در اندام تحتانی(پاها)-کمتوانی وناتوانی درحرکات ارادی (فلج موتوری) انگشتان پا ویا تمام پا ها-اشکال در دفع یا نگهداری ادرار(فلج سیستم خودکار)-و بعضآ فلج کامل از کمر به پائین(paraplegia پاراپلژی).

بیائید دانش و فرهنگ پزشکی مان را بالا ببریم .سکوی پرتاب این پرش و شاه کلید  دروازه این وادی-فهم پیام درد است . به درد اهمیت دهیم. به درد اعتناء کنیم. به درد احترام بگذاریم.  درد را به عنوان یک فریاد و هشدار از باوفاترین و مطمئن ترین وبا هوشترین نگهبان  بدن بشناسیم- وبا علامت درمانی این نعمت بسیار بزرگ را از خود دور نسازیم.

بار الهی: هیچ انسانی را بدون احساس درد نخواه-چرا که-هیچ دردی مخرب تر از بیدردی نیست.  

کمردرد -6

هر ضایعه-بیماری وعارضه ای در بدن توسط سلول ها-آنزیم ها-هورمون ها-واسطه های شیمیائی و بیوشیمیائی-مواد و املاح موجود در خود بدن تعمیر وترمیم و جایگزین میشود.جمع آوری-سازماندهی و مهندسی این ساخت و تعمیر-نیز با مکانیسم های دقیق وپیچیده-بوسیله سلول های مسئول وبسیار توانا و هوشمند انجام میشود.در حال حاضر بشر قادر نیست هیچکدام از کار های سلول های یادشده را با دست و دستگاه های ساخته شده خود  انجام دهد.در پروسه ترمیم و تعمیر یک ضایعه"injury" 3مرحله عمده طی میشود تا ترمیم به پایان رسیده وبهبودی حاصل گردد.مرحله اول (فاز) "التهاب" (inflammation) میباشد که سلول های مسئول در ناحیه آسیب تجمع پیدا کرده و با ترشح مواد شیمیائی مختلفی رگهای خونی ناحیه را گشاد(متسع) کرده و علاوه بر آن باعث تولید رگهای جدید درهمان منطقه میشود تا محل مورد نظر پرخون شود و مواد و مصالح مورد نیازبرای ترمیم سریعتر و به مقدار کافی به ناحیه برسد.  برخی از این مواد شیمیائی مسئول حساس کردن و درد زائی بافتهای آسیب دیده و مجاور آن بوده تا از این طریق شخص را در جریان خرابی ناحیه و در دست تعمیر بودن ساختمان و بافت قرار دهند تا شخص رعایت حال و هوای منطقه را بنماید."جاده در دست تعمیر ورود ممنوع" .بله همین . لطفآ مزاحم نشوید! بگذارید مکانیسم ترمیم اعمال شود.کوچکترین کاری که مزاحمت در کار ترمیم ایجاد کند درد جلوی آن مزاحم را گرفته و وادارش میکند تا به ایست سلول های مسئول قادر  باتدبیر هوشمند حاضر در صحنه ترمیم و بهبودی تن در دهد. واقعآ این درد را با مسکن سرکوب کردن چه جهالت و قدر ناشناسی تآسف باری است؟!

مرحله(فاز) دوم پروسه ترمیم "تولید و فرآوری"(reparation) نام دارد این مرحله در ادامه مرحله اول از روز سوم تا هفتم زمان صدمه""injury شروع میشود.در این فاز سلول های مسئول به تولید-ساخت و ترشح مواد ترمیم و جایگزین کننده محل آسیب میپردازند.(ملاتی که محل نقص را پر میکند) این مرحله بسته به نوع بافت آسیب دیده بین 3 الی 6 هفته طول میکشد.

مرحله(فاز) سوم پروسه ترمیم "استحکام و همشکل سازی"                       (strength & remodeling) محل ترمیم می باشد. این مرحله برحسب نوع بافت ومیزان تمرینات توانبخشی بین 3ماه تا 2 سال ممکن است طول بکشد.

اوج درد در فاز اول بوده ودر فاز دوم از شدت درد به تدریج کاسته میشود ودر فاز سوم تا انتهای این مرحله درد خیلی کاهش یافته بطوریکه در اواخر این مرحله ممکن است هیچ دردی مرتبط با ضایعه مورد نظر وجود نداشته باشد.

 

با توجه به شرح فوق براحتی  میتوان نقش پزشک وبیماررا در بهبودی و درمان ضایعات و آسیب های دستگاه استخوانی عضلانی به خصوص از نوع ترومای (ضربه) حاد یا مزمن که بالای 90 در صد بیماری های این سیستم را تشکیل میدهد مشخص کرد.بزرگترین کار و خدمت پزشک در مرحله اول ترمیم-فقط ایجاد بی دردی یعنی قرق کردن محل می باشد. (از اندام آسیب دیده استفاده نشود-استراحت شخص یا اندام-ثابت نگهداشتن و بیحرکت سازی اندام.....واز این قبیل مساعدت ها برای کار سلول های مسئول ترمیم و رفع مزاحمت ها بر سر راه کار طبیعی روند ترمیم).در برخی از موارد دو انتهای محل بریدگی-پارگی یا شکستگی را که از هم فاصله گرفته اند باید توسط پزشک به هم رسانده ودر کنار هم قرار داده شود تا سلول های مسئول ترمیم-برای پرکردن وجوش دادن ناحیه-سریعتر و ساده تر عمل کنند و پدیده ترمیم طولانی نشود.

 

در مرحله دوم ترمیم-پزشک وبیمار موظفند همچنان بیحرکتی و مراقبت از اندام و محل آسیب دیده را ادامه دهند و هر کاریکه باعث درد شود ممنوع بدانند.در این مرحله لازم است آرام آرام اندام آسیب دیده را در حد و حالت کاملآ بیدرد واحساس راحتی-به کار و حرکت گرفت تا این مرحله زودتر به سمت مرحله سوم برود.

 

در مرحله سوم ترمیم-باید حرکات-ورزش-نرمش و اقدامات توانبخشی مرتبط با کار ووظیفه بافت و اندام آسیب دیده بطور روز افزون انجام شود.میزان-شدت و نوع کار دقیقآ از روی شاخص درد باید تنظیم و اجرا شود.در حالت بیدردی-هرچه بیشتر از اندام و بافت مورد نظر کار کشیدن-سریعتر و بهتر و ایده آل تر به سمت بهبودی میرود.

 

بنا بر این نقش پزشک:

1-بیان و توجیه وکمک به بیمار-در"مکانیسم ترمیم و روندبهبودی" است.

2-رفع مزاحمت از سر راه "مکانیسم ترمیم و روند بهبودی" است.

 

کمر درد -5

در پیام قبلی تآکید کردیم که "علامت درمانی" در کمر درد وبخصوص دردسیاتیک وضع بیمار را بد تر کرده وبعضآممکن است ضایعه جبران ناپذیری را متوجه بیمار سازد.

یکی از مهمترین حقی که بیماران بر گردن ما پزشکان دارند این است که باید در مورد بیماریشان ودرمان پیشنهادی کاملآ توجیه شوند.همچنین باید برای آنان توضیح داده شود که چه باید بکنند تا دیگر دچار بیماری مورد نظر نشوند. اگر پزشکی بیماری را به نحو احسن درمان کرد ولی راه وروش پیشگیری از آن را به بیمار آموزش نداد قسمت اعظمی از وظیفه اش را انجام نداده و قطعآ کار ناقصی را ارائه داده است.

"درد" یک راهنما و پیام بوده نباید بدون پرداختن به "علت" آن را حذف نمود. اصولآیک طبیب عالم و حاذق و مسئول وقتی بیمارش را در مورد پیام و مفهوم درد آگاهی میدهد قطعآ بیمار آگاه وکاملآ توجیه شده به هیچ وجه از پزشک معالج در خواست مسکن درد نکرده و قویآ خواستار درمان علت درد میباشد. بنا بر این بیماران براحتی قابل توجیه بوده و باید شیوه درمان براساس "علت درمانی" تغییر وادامه یابد. درد علامت بسیار خوب ومطمئنی در ارزیابی درمانی میباشد. حتی در بسیاری از موارد تنها معیار بر رسی پاسخ دهی به درمان و شاخص ارزشیابی درمانی بیماری وبیماران درد میباشد .پس چه بهتر که به هیچ وجه این شاخص را مخدوش نسازیم.ممکن است در بر خورد با بیماری دیگر مثل سر ماخوردگی چنین تآکیدی در ندادن مسکن درد نشود ولی در کمردرد با علت مکانیکال(که بالای 80% درد های کمر را تشکیل میدهد) و سیاتیکا دادن مسکن تنها بسیار خطر ساز است. باید دانست که هیچ مسکنی به عنوان یک ترکیب شیمیائی بدون ضرر برای بدن نمیباشد.پس حتی برای سرماخوردگی نیز بهتر این است بیمار تا آنجا که توان دارد درد را تحمل کند و مسکن مصرف نکند. امروزه ثابت شده است بیمارانی که در حین سرماخوردگی داروی مسکن مصرف نکرده ودوره بیماری را با تحمل و مصرف آب و مایعات طبیعی وفراوان سپری میکنند بدن مقاومی ساخته و کمتر از دیگران به سرماخوردگی دچار میشوند.

وقتی در بیماری دیسکوپاتی کمر مسکن مصرف شود درد از بین رفته و ضایعه به علت عدم اجبار شخص به مراعات حالت های بیدردی پیش گفت-پیشرفت کرده و روی ریشه عصب در ناحیه فشار آورده وکمر درد تبدیل به درد سیاتیکی میشود که این درد بدتر از کمر درد میباشد.وجود و حضور درد شخص را مجبور میکند که طوری حالتگیری کند یا به گونه ای کار کند یا به آن نوع از فعالیت بپردازد که یا درد نداشته ویا درد در حد اقل ممکن باشد. وهمچنین است وقتی بیمار برای درد سیاتیکی مسکن دریافت کند. در این حالت نیز در غیاب علامت آگاهی بخش درد-ضایعه پیشرفت کرده وایجاد فلج موتوری(حرکتی) و حسی در اندام تحتانی میکند.وقتی بیماری بادرد سیاتیک مسکن دریافت کرده ودردی در اندام تحتانی(پا) یا کمر نداشته باشد ولی قادر به حرکت ارادی طبیعی شست پا یا مچ پای خود نباشد-وضع بیمار بدتر شده است (علیرغم احساس بیدردی کامل و شاید احساس بهبودی! کامل) ای بسا این نوع فلجی که ایجاد شده قابل برگشت نبوده ونقص عضو دائم ایجاد کند.

نکته بسیار مهم: هرنوع بیماری و ضایعه در بدن انسان با دخالت عوامل بیرونی ایجاد میشود و هرگونه بهبودی و ترمیم ضایعات در بدن بدون دخالت  عوامل بیرونی و فقط با دخالت عوامل داخلی ایجاد میشود. ولی جهالت و عدم آگاهی شخص(پزشک-بیمار) هم در ایجاد ضایعه دخالت دارد وهم در ترمیم ضایعه. (در ایجاد ضایعه با عوامل بیرونی همکاری دارد و در بهبودی ضایعه به عنوان مزاحم! وارد صحنه ای میشود که نباید دخالت کند.)

 

پس طبیب وطبابت در بهبودی و ترمیم ضایعات بدن(درمان بیماری ها)  چه  نقشی دارد؟! . در پیشگیری از بیماری ها چطور؟! .  پیام بعدی را بخوانید تا آگاه شوید.

 

کمردرد و هردردی."سالها دل طلب جام ....."

ای طبیب جسم و جان خود بناز      چون برآری هرچه خواهی از نیاز

جسم تو آن کشتزار زارعی است     جان تو کشت است زراعت واقعی است

آن طبیب و کشت و هم آن کشتزار     موهبت باشد زسوی کرد گار

هیچکس جز خود ندارد نوش خویش    گر بخوانی شاهد الله خویش

هیچکس جز تو ندارد هوش تیز          کز کجا خیزد بلایا و ستیز

"درد" را دانی چه عظمی نعمت است؟      پیشگوی ضایعات و نقمت است

"درد" تو باشد یک "آژیر" خطر            صاحب آن کالبد را این "خبر"

"ضایعه" بر جسم و جان وارد شده   دفع کن فورآ "دلیل" واقعه

هان! نپندار "درد" تو باشد "مرض"    این غرض یعنی همان "ام المرض"

"ام الامراضی" که آمد در خبر            هست "علامت" جای "علت" در نظر

هرکه دفع این "علامت" را نمود         حتم دان "کفران" نعمت را نمود

یک "علامت" کو "پیام و راهنما" ست      "داروی دفعش" بلای جان ماست

(pain killer را دان تو یک patient killer - symptom را گر زدی cause شد killer)

گر بخواهی "درد" را ساکت کنی          باید "علت " را زجایش بر کنی

ای تو صاحب نام و پست و اختیار        می نویسی نسخه و رآی وشعار

بر حذر باش از "علامت دافعی"          چون که "علت" میبرد هر "نافعی"

گر تو در تدبیر خود "درد"  کشته ای            "دزد" را آزاد و "دزدگیر" کشته ای

مجرمی از دست قانون گر گریخت        حتم دان هرچه"علامت"داشت ریخت

"درد" را آگاهی دادن سادگی است   "علم" و "طب" و "فقه" "علت سودگی" است

دردمند خود آگه از حالت بود            آدمی خود آگه از صورت بود

علم یعنی کشف "علت" در حدوث        نی "علامت"پروراندن در نفوس

طب بود "علت" زدودن از مریض          نی "علامت" کندن از روی مریض

فقه یعنی پروراندن آدمی               کو نیاساید ز"علت" ها دمی

شاهدی در شرح منظوم مینواخت    "علت" و "معلول" از هم میشناخت

"درد" را می گفت "معلول" تمام      "علت"ش را گفت فزون تا ناتمام!؟

.....................

کمردرد 4

سیستم اعصاب بدن به ۳ دسته بزرگ تقسیم میشوند.

۱- اعصاب مرکزی شامل مغز و نخاع

۲- اعصاب محیطی(تمام تنه ها و شاخه های عصبی اندام ها وتنه)

۳-خودکار (-سمپاتیک و -پارا سمپاتیک)

کار اعصاب مرکزی بر رسی و تجزیه اطلاعات رسیده از اعصاب محیطی و دادن فرمانهای لازم ومناسب به دستگاه های عمل کننده میباشد.کار بسیار مهم دیگر آن اندیشیدن -تفکر وتصمیم گیری و انتخاب- پاسخ های روحی واحساسی است.

کار اعصاب محیطی انتقال پیام از محیط به مرکز(بارشته های حسی) و از مرکز به محیط(بارشته های حرکتی) میباشد.

کار اعصاب خودکار کنترل وبر قراری نظم  و هماهنگی در کار عضلات غیر ارادی بدن میباشد.(کار قلب و عروق-سیستم گوارش از مرحله بلع ببعد تا قبل از اسفنکتر مقعد-قسمت اعظمی از کار سیستم تنفسی-تعریق وچرب و نرم شدن پوست-قسمت اعظمی از دستگاه تناسلی و ادراری بدن-و...........).

سیاتیک نام یک عصب محیطی بزرگی است که از نخاع با 4 ریشه اصلی در هر طرف کمر و ساکرم(خاجی){طرف راست برای پای راست- و طرف چپ برای پای چپ} سر چشمه گرفته و مسئول انتقال  پیام دریافتی از پشت ران وتمام ساق وپشت و قسمت اعظمی از کف پا به مرکز واز مرکز به مناطق یاد شده میباشد.

فشار یا تحریک وارد بر هر ناحیه ای از این عصب در مسیرش -از ریشه ها در کمرتا شاخه های ریز وارده به عضلات یا پوست- باعث احساس درد -در  ناحیه ای میشود که رشته های تحت فشار مسئول ارسال پیام از آن ناحیه به مرکز میباشد.اگر رشته های حرکتی هم تحت فشار قرار گیرد باعث ضعف یا فلج شدن عضله ای میشود که آن رشته به آ ن عضله فرمان اعصاب مرکزی را میرسانده است.در یک تنه بزرگ عصبی مثل سیاتیک که بزرگترین عصب محیطی بدن محسوب میشود- رشته های(الیاف) حرکتی-حسی و خودکار وجود دارد. بنا بر این وقتی یک دیسک کمری یک یا دوریشه از عصب سیاتیک را تحت فشار قرار دهد-بیمار درد را در پا احساس میکند مثلآ اگر دیسک بین مهره 4 و5 کمری یکی ازریشه های تشکیل دهنده عصب سیاتیک را تحت فشار قرار دهد-بیمار روی پوست پشت پا(بین پنجه ها تا مچ) احساس درد میکند. که در محل احساس درد هیچ مشکل و ضایعه ای دیده نمیشود و ضایعه در واقع در کمر و بین مهره 4و5 وجود دارد . این درد را درد سیاتیکی می گویند که شایعترین شکل آن همان فشار دیسک کمر روی ریشه یا ریشه های سیاتیک میباشد. اگر این فشار  ادامه یابد و چاره چوئی نشود-رشته های حرکتی هم آسیب دیده و در این صورت مچ پا یا انگشتان افتادگی پیدا کرده و فلج حرکتی رخ میدهد. واگر باز هم فشار دیسک بر ریشه عصبی همچنان  ادامه یابد رشته های حسی کا ملآ ناکار شده و در این حالت شخص نه تنها هیچ دردی احساس نمیکند بلکه دچار بیحسی و کرختی ناحیه ای میشود که آن شاخه مسئول انتفال پیام های آن ناحیه پوست به مرکز بوده است. یعنی فلج حسی هم رخ میدهد.حال فکر کنید ..پیدا کنید ...چرا وقتی در درد سیاتیکی به بیمار فقط مسکن داده میشود-حالت فلجی پیش آمده و وضع بیمار بد تر میشود.؟؟؟