عید قربان مبارک باد
طواف
چهره نما تا که تماشا کنم
نماز ظهر بوقت عشا کنم
چشمی بینداز سر این انتظار
خیره شوم تا همه حاشا کنم
گرقدمت دیده زداید زخون
چشمه بر اندازم و دریا کنم
صاحب آن خانه اگر راه دهد
زمزمه را ختم به غوغا کنم
سعی و صفا گر بدهندم نصیب
هروله را یکسره احیاء کنم
کار منا و من اگر سر گرفت
حلق زنم رقص ذبیحا کنم
آب حیات تشنه جان را چه سود
با عطشم آتشی بر پا کنم
...
شاهد من حال من و دید و گفت
رهرو چنان نیست که گوید منم
.................................................
قربان و غدیر قدر قادر متعال
فرمان به خلیل و به حبیبش سر اعمال
در سیر و سلوک همه مردم عالم
دستور دو گانه به کفاف در همه احوال
شب یلدا
شب یلدا به تنهائی به قدر عمر می ارزد
اگر در محفلش مغلوب سازیم کل نفرت را
به "تخم آفتابگردان"و"نار"و"هندوانه"سیب"
منورسا زیم امشب"شب یلدای"فکرت را
ز فال آن لسان الغیب غزل یابیم بنیوشیم
"و ان یکاد " بر خوانیم براندازیم حسادت را