تقدیم به:
استاد ممتاز کرسی بیماری های عفونی دانشگاه
من و بهار و ابر و بادو بارشش
من و طلوع ماه و آفتاب وتابشش
نتیجه پذیرش و نیایش است
......
تو و سرود قلبها ونبض ها
غیرت و پشتکار و یاد مغز ها
توو مقاله و خطابه های نغز ها
فروکش تب و تنور بغض ها
دلیل بر بندگی و ستایش است
.....
من و کلاس درس بی صدا
زمزمه های قلم و تخته و پا
نشستن و نوشتن و شوق رضا
روشنی چهره خوش ناز و ادا
نیاز ما شور و حضور و پایش است
.....
توو غروب سرد پایتخت
اطاقکی"پاویونی" کنار یک هزار تخت
تعهد آن شب یلدائی سخت
رقم زدی مرضیه و محبوبه بخت
چنین مرام نتیجه های سازش است
....
منم کنون رسیده ام به افتخار
سر آمده شور دلم زانتظار
روشن شده چراغ من بدست یار
رضای من در این سروده بر قرار
وجود یار سرمایه آرامش است
....
توئی کنون یک نفر و هزار دست
گرفته جام و داده کام به هر که هست
چنان دوا چنین شفا که داده دست
عجب مدار براین دیار یارمست
سلامتی نتیجه نوازش است
.....
منم حساب کار خود چشیده ای
عاشق یار چون تو ئی چو دیده ای
رخم سپید زصبح نو دمیده ای
کبوتر سپید و دل پریده ای
عشق سفید نشانه پیدایش است
....
تو این زمان "مندل" و "یانگ" و ارجحی
برای هر درد و تبی درمانگهی
درماندگان راه را پناگهی
هرچه که دستور دهی موجهی
نام تو استاد بزرگ برای علم آرایش است.