از سیکل معیویب چه میدانید؟
فکر می کنید چند درصد از کار روزانه ما در گردونه "سیکل معیوب" قرار می گیرد؟
تعجب نکنید که در محیط اجتماعی و اقتصادی و تربیتی ودرمانی ما قسمت اعظمی از کار های فردی و گروهی از مصادیق بارز "سیکل معیوب" -یا همان "دور باطل" است.
در رشته خودم متاسفانه حدود ۶۵ درصد اقدامات و فعالیت های درمانی در دور باطل قرار می گیرد.
مثلآ اگر درد کمری را درمان کردیم پس از مدتی همان شخص مجددآ به همان نوع درد کمر مبتلا شد قطعآ دور باطل اتفاق افتاده است.چرا؟
اگر شکستگی ساق مصدومی را عمل کردیم و راه افتاد و سر کار قبلی خود برگشت و چند ماه بعد باشکستگی همان ساق یا پای دیگر مراجعه نماید-اگر این شخص در دور باطل نیست پس بر کدام مدار قرار دارد که دچار آسیب کاملآ یکسان و قربانی حادثه کاملآ هماهنگ شده است؟
اصلآ چرا یک شخص باید برای یک بیماری چندین دوره درمان بشود؟
چرا یک فرد باید از یک سوراخ چندین بار گزیده شود؟
در "سیکل معیوب" سیر کردن- علل گوناگونی دارد.
علت اصلی و خلاصه شده آن این است که "بیمار" و "پزشک"-"سرویس گیرنده" و "سرویس دهنده" به "حق" و "وظیفه" خود آشنا نیستند.
"حق بیمار" این است که از پزشک حتمآ و مصرآ بخواهدکه یادش بدهد -پس از درمان چه کند که دیگر به این بیماری مبتلا نشود.و کمتر و خارج از حقش هم مطالبه نکند.
"وظیفه پزشک" این است که حتمآ و موکدآ به بیمار آموزش دهد که چه کند تا دیگربه این بیماری دچار نشود و از انجام این وظیفه به هیچ وجه سر باز نزند و غافل نباشد.
به این جمله حضرت علی(ع) -خطاب به مردم در اولین روز زمامداری -در جواب کسانی که خلق الله را از شمشیر علی میتر ساندند-خوب توجه کنید:
(...شنیدم از شمشیر من شمارا ترساندند و در برخی از شما ایجاد وحشت کردند.از شمشیر من فقط دو گروه باید بترسند و بقیه کاملآ در امانند.اول-گروهی که خارج از "حق" خود مطالبه کنند.دوم-گروهی که "وظیفه" خودرا انجام ندهند......سر افرازی هر قومی در هرزمانی در گرو -مطالبه و احقاق حق- و در انجام وظیفه تمام و کمال آحاد مردم و کار گزاران آن است... ). واقعآ این بیان دور باطل شکن نیست؟
این بیان به قول حافظ "شکر شکن" است.
هر چند که شناخت "حق"- و "وظیفه" پیش نیاز مطالبه و ارائه خدمت است ولی تعداد افرادیکه این شناخت را دارند و عمل نمی کنند فراوانند. و از طرف دیگر کسانی هم هستند که وظیفه آن ها شناساندن "حق و وظیفه" افراد جامعه است و لی عامدآ و غافلآ کوتاهی درانجام "وظیفه" می کنند.
یاد استاد دکتر" احمد خالق نژاد طبری" بنیان گذار دانشگاه های علوم پزشکی مازندران و گرگان به خیر-که هر وقت به این بیان شیوا میرسید صد حیف و افسوس کنان -اشک در چشمش حلقه میزد.
تقدیم به این اسوه علم و معرفت:
ای که نژاد خالقی مرهم جان خسته ای
نقش تو جلوه میکند هر جا کمرکه بسته ای
شهره خاص وعامه ای رونق قوم طبری
مرتبه ای که درعمل برای علم نشسته ای
مکتب عشق و عاشقی گر احمدی چوتو نداشت
کجا قراری میگرفت ساز دل شکسته ای
تاب وتوان آشنا صبر و سکوت دیگران
سرآمده برآن دری که روی تشنه بسته ای
دلخوشی زمانه رفت هر آن چه در زمینه داشت
از آن زمان که یکسره از این دیار گسسته ای
یوسف عاشقان بیا رو شده چاک پیراهن
از حرم حرامیان کنون توای که رسته ای
شاهد ماجرا دگر دل نکند زکوی دوست
تا شنود بگوش جان یک خبر خجسته ای