خدا با علی (ع)
ای خدا ای خالق حالات حس ای محول حال و احوالات حس
ای تو رب النوع انواع هوی هم اله و هم ملک در هرندا
ای تو مشهود خلایق در نظام با تمام بود مفقود در کلام
ای که هرکس تا ترا تعریف کرد یک نگفته بی نهایت حیف کرد
ای نشانت شرط هرچه بودو هست نانموده هیچ زبان و هیچ دست
ای که در اسرار خلقت آدمت بود تنها محرم پیچ و خمت
هر که هرچه بود دانست نا پدید یک نظر در چهره انسان بدید
چهره انسانی از نوع کتاب یکصدو چهارده روایت باب ناب
او که سر جمع تمام آیه بود مقصد و منظور کل مایه بود
آنکه بی همتا ست در جای ورود قبله دل های هر اهل درود
یک علی یک عالمی در یک نظر افتخار خلقت نوع بشر
حامل مجموع پیغام خدا حاصل جمع تمام انبیاء
آن محمد(ص) افتخار کائنات افتخارش یک علی(س) با ذریات
آن نمونه آدم دنیای ما همچو الگوئی مقابل در نما
تا که بیند هرکسی اورا چنین مبدآ و مقصود ختم راه و دین
آری آری او چنین خودرا نمود تا که دانی تا که یابی راه خود
راه آدم بودن و عرش جایگاه راه وصل یک بشر تا بارگاه
باور امکان اوج آدمی وه! چه خوش تابید از روی علی
اعتراض خلق آدم در کتاب یک علی کرده است ملائک را مجاب
این مثنوی را ناتمام آوردم تا بیشتر مصدع اوقات شریفتان نشوم
......................
قربانی غدیر
ما دل به علی داده ایم از روز الست
از خم غدیر شدیم همه سر خوش و مست
گنجی شده ایم از نژاد اسمعیلش
هنگام وفا به عهد خود دهیم تیغ به دست
..................
عید غدیر
آن عید غدیر فرارسیدن دارد
ازدست نبی عسل چشیدن دارد
چون ختم صفایش از دل خم آمد
هوش از سر کائنات پریدن دارد
......................