در شرایط زندگی فعلی عوامل بسیار زیادی سلامتی انسان هارا مخدوش می سازند.آلودگیهای صنعتی وسموم ناشی از سوخت های فسیلی-ناهنجاری های تغذیه ای و مصرف مواد بیشمار بیماری زا در مواد غذائی- پرورش انواع زیادی از میکرو ارگانیسم ها وویروسهای مهاجم درنتیجه بهم خوردن تعادل اکوسیستم و محیط زیست و...همه وهمه دست در دست هم داده اند تا به تدریج   سلامتی انسان هارا سلب کنند.

انسان خردمند و فهیم همواره در این اندیشه است که چگونه و با چه ابزاری با این معضل روبرو شود.

سازمان بهداشت جهانی –مسئولین محیط زیست-وزارتخانه ها و سازمانهای بهداشتی-درمانی علیرغم تلاش فراوان نتوانستند فرهنگ و الگوی خاصی را که متضمن ابقای سلامتی و گریز از عوامل بیماری زا باشد-در خیلی از کشور ها از جمله کشور ما به عنوان یک اصل و اولویت برتر نهادینه کنند.

بنا براین حد اقل و تنها راه باقیمانده که از توان واراده هیچکس تقریبآ خارج نیست- اقدامات مقاوم سازی بدن درمقابل انبوه عوامل بیماری زائی است که کنترل و دفع آن تقریبآخارج از توان و اراده شخصی و فردی میباشد.

بهترین وموثر ترین روش مقاوم سازی بدن تحرکات ورزشی وساده ترین آن نیز پیاده روی –به خصوص تندروی (دویدن آرام)-و دوچرخه سواری می باشد.این اقدام در صورتی ایده آل محقق و متداول و همگانی خواهد شد که از طرف مسئولین امور به خصوص  مسئولین شهری-معبر امن و بی خطری در کنار خیابان های هر چند عریض-ولی انباشته از اتومبیل و وسایط نقلیه پرکار ولی-بی ویا-کم تحرک ایجاد شود.

 چقدر بجاست که بجای استفاده از اتومبیل-چند کیلومتر راه تا محل کاررا- پیاده یا بهتر با دویدن آرام "تندروی" طی کنیم؟. انسان با پیاده روی عادی فاصله 10 کیلومتری را 2ساعته-با دویدن آرام 1 ساعته وبا دوچرخه کمتر از نیم ساعت طی میکند. خودم سال ها است که فاصله 5 کیلو متری منزل تا محل کارم را غالبآ پیاده-یا با دوچرخه طی میکنم.

چقدر بجاست که مسئولین وشهرداری ها و فرمانداری ها بجای این همه هزینه های بی ثمر و یاکم ثمر-ترافیک زدائی-بنزین سوزی-دود و سم زائی و درنتیجه سلامت سوزی-کوریدور های "دوچرخه سواری" و "پیاده روی" در طرفین خیابان ها ی شهر ها ایجاد کنند که هم خدا و هم بندگان خدا قطعآ از این کار راضی خواهند بود. هزینه ساخت این معبر ویژه-با عرض فقط 3متر- به هیچ وجه قابل قیاس با حتی فقط عوارض روحی "درترافیک ماندگی" شهروندان نیست.

نگارنده با تجربه26 ساله مدیریتی و آموزشی در امر بهداشت وسلامت  قویآ معتقد است در شرایط فعلی کشور نهضت "سلامت آموزی" اگر مهمتر و اولی تر از نهضت "سوادآموزی" نباشد قطعآ  کمتر از آن نیست. 

وجود حدود ۴۰ دانشگاه علوم پزشکی در کشور با ده ها هزار اساتید این حوزه بامتن و فرهنگ اسلامی -هنوز آثار خودرا در رفع و شکستن ناهنجاری های حمل و نقل درون شهری "سلامت سوز"نشان نداده است. حتی در قریب به اتفاق موارد همین مسئولین وصاحبان اندیشه نیز زیر چرخ دنده های ماشینهای"سلامت سوز"خودرا گرفتار کرده اند.به طوریکه در بعضی از شهرستانهای 200 تا400 هزار نفری علیرغم وجود یک دانشگاه علوم پزشکی مسئول بهداشت و درمان فقط همان شهرستان-نیز نتوانسته است سیاست خودرا در آن محیط محدود اعمال کند.وقتی یک دانشگاه تمام عیار علوم پزشکی در محدوده یک شهرستان وجود و مسئولیت دارد-انتظار این است که میزان اثر گذاری آن در محیط همانند شیرینی آب یک قدحی باشد که یک کله قند درآن حل شده باشد. ولی افسوس که "محیط"- "دانشگاه" را به گونه ای دیگر در خودحل کرده است.تا آنجا که وقتی به اعضائ هیئت علمی دانشگاه پیشنهاد میشود برای شروع و الگو سازی بیائید فقط یک روز در هفته را پیاده یا با دوچرخه  سر کار حاضر شویم میگویند: "خیابان ها ناامن است -افکار عمو می آمادگی ندارد- و به ما می خندند!!؟؟".  تا کنون هیچ مقاله و تحقیقی در زمینه بررسی ورفع این بلای کشوری از طرف دانشگاهیان ارائه نشده است.

 در چنین شرایطی است که ضرورت یک "نهضت سلامت آموزی" در کشور-پا به پای نهضت های دیگر-عزم وبسیج ملی دیگر-طرح های ضربتی دیگر-...به سادگی قابل درک می باشد.