این پست را میهمان  همراه عزیزمان  جناب آقای دکتر-مهندس ربیعی هستیم.

 

     مهندسي پزشکي و کاربرد مهندسي در پزشکي حاصل تلاش هزاران سال همکاري بين متخصصان دو رشته علوم تجربي و رياضي بوده است. شواهدي وجود دارد كه در حدود چهار هزار سال پيش از بافته هاي كتان براي بستن زخمها استفاده مي شد. در قرن دوم پس از ميلاد نيز از روده گربه (cat gut) براي بخيه زدن استفاده مي گرديد و در قرن يازدهم نيز ابريشم به همين منظور به كار مي رفت. در سال 2000 ميلادي باستان شناسان در آلمان يک موميايي سه هزار ساله را درThebes کشف کردند که يک عضو مصنوعي همانند يک انگشت چوبي در پايش به کار گرفته شده بود. يونانيان همچنين از يک ني تو خالي براي شنيدن و ديدن آنچه که درداخل بدن انسان رخ مي دهد استفاده مي کردند. در سال 1816 ميلادي فيزيکدان فرانسوي Rene laennec با قرار دادن گوشی در نزديکي قفسه  سينه  بيمار و با استفاده از يک روزنامه  لوله شده به صداها درون آن گوش می داد. بوجود آمدن اين ايده براي اختراع او، امروزه به ساختن گوشي طبي رهنمون شده است. همانطور که می بینید دستگاه هاي امروزه  مهندسي پزشکي از تغيير دستگاههاي موفق اوليه به وجود آمده اند. ابزارهايي مانند دندان هاي چوبي، عصاهاي زير بغل و هر وسيله ي که در کيف سياه پزشکان پنهان شده بود؛ به ابزار هاي شگفت مدرن که شامل دستگاههاي تنظيم کننده  ضربان قلب، ماشين هاي دياليز و ابزارهاي تشخيصي و تکنولوژي تصويربرداري در انواع مختلف (آنژيوگرافي، ماموگرافي، راديو لوژي، ...) و اعضاي مصنوعي شامل ايمپلنت ها و... .تبدیل شده اند. اينها مثالهايي است در اثبات اينکه رشته مهندسي پزشکي عليرغم نو  بودن قدمتي تاريخي و به اندازه عمر آدمي دارد.

در حال حاضر انجمن ملي مهندسان تعداد مهندسين فعالي که در حوزه هاي مختلف تکنولوژي سلامت و درمان مشغول به کار مي باشند را نزديک به 32000 نفر تخمين زده است. اعضاي اين انجمن مي کوشند تا بنيان هاي مهندسي پزشکي را بر پايه پيشرفت هايي که 200 سال پيش در الکتروفيزيولوژي بدست آمد قرار دهند. پايه گذاري الکتروفيزيولوژي توسط Dubois Reymond آغاز شد. همزمان با او Hermann von با ديدگاهي نو معتقد بود که بکار بستن قوانين مهندسي در فيزيولوژي بدن بسياري از مشکلات موجود را برطرف مي کند. او عضلات را به صورت مقاومت و عصب ها را رساناي جريان معرفي کرد.

      در سال 1895 Wilhelm Roentgen لامپ اشعه  کاتدی را به صورت تصادفي کشف کرد و با این کار گام بلندی در درمان بیماریها و مخصوصا صدمات استخوانی برداشت. دستگاه ساده  او شامل يک ورقه روکش دار از آلياژهاي مس، نيکل و تنگستن به همراه باريم بود. او در بین آزمایشاتش فهمید که اين لامپ می تواند انواع اشعه هاي نافذ را ساطع کند. او اين اشعه را به علت ناشناخته بودنش، X ناميد. او متوجه شد حتي زماني که لامپ و ورقه روکش دار آلياژي در اتاق هاي جداگانه ای قرار داشتند تابش اشعه وجود داشت. پس از مدتی او حدس زد که اگر او اشعه X را از دست عبور دهد و آن را روي يک صفحه ثبت کند استخوان هاي دست به وضوح دیده خواهد شد. در حقيقت اولين راديوگرافي از بدن انسان، دست چپ Mrs Roentgen بود. در دهه بعد اشعه  X به يک ابزار تشخيصي وسيع تبديل شد و استخوان ها را به صورت تصوير واضحي مانند يک شي سفيد در يک صفحه با زمينه ي سياه نمايش می داد. تحقيق او بر روي بافت هايي که اين اشعه را از خود عبور می دادند مسير را براي محصولات مدرن تکنولوژي تصوير برداري پزشکي و حذف آسيب هايي که در جراحي رخ مي داد، باز کرد.

در زمان بين جنگ جهاني اول و دوم تعدادي از لابراتور ها تحقيق را روي بيوفيزيک و فيزيک پزشکي عهده دار شدند. اما تنها يک آزمايشگاه ايده  منسجم را ارايه داد. در سال 1921 Oswalt در فرانکفورت آلمان موسسه اي را پايه گذاري کرد که موضوعات مهندسي را در پزشکي بررسي مي نمود. اين موسسه حوزه هاي مختلف پزشکي و مهندسي و زيست را با يکديگر ترکيب کرد و دانش فيزيک پزشکي را در سال 1943 در آلمان پايه گذاري نمود. 5 سال بعد اولين کنفرانس مهندسي در پزشکي و زيست -درآمريکا برگزار شد. در اين نشست کوچک تقريبا 20 صفحه به حاضرين جلسه که تعدادشان کمتر از 100 نفر بودند ارائه گردید. موضوع مورد بررسي پيرامون يونيزاسيون توسط اشعه و مفهوم آن بود. در سال 1985 کنفرانس بر پايه استفاده از کامپيوتر در پزشکي و زيست بود. در سال 1993 اولين پاي الكتريكي ساخته شد. پايي كه با استفاده از سيستم بادي و كنترلهاي ريزپردازنده، سرعت قدم زدن فرد را دريافته و محفظه هاي بادي خود را به نحوي تنظيم ميكند كه به طور طبيعي به جلو-عقب حركت كرده و مانع از لنگيدن فرد ميشود. اكنون دانشمندان مهندسي پزشكي به ياري متخصصان رشته هاي مرتبط تلاش ميكنند تا بيماريها و مشکلات فراوان بدن انسان را که معمولا زاييده خود انسان مترقي است- حل نمايند.

راستي سرعت پيشرفت علم درماني بيشتر است يا سرعت تخريبي علم؟!