محراب عبادت
عبادت بیان قرار است و عشق بیان تعهد به اقرار عشق
عبادت نهایت به تکرار ذکر به تسبیح و استغفرالله و فکر
اگر در عبادت جز گفتار نیست "دو صد گفته چون نیم کردار نیست"
عبادت ز الله چنان خواستن که توفیق جان در جنان داشتن
کجا جان و جنت به حرف داده اند؟ به صرف تمنا پری مانده اند؟
از آن رو عمل-ذره-مثقال-شد که معیار-خیر و شرش-قال شد
عبادت کجا-کیل و پیمانه-داشت؟ جواز کدام روضه و خانه داشت؟
به"حق الهی"-هرچه مدیون شوی به یک توبه یک شب همایون شوی
کجا بگذرد حق-زحق کسی اگرچه تولی نمایند بسی
عیان عبادت به پروردگار عیادت از افتاده ای در کنار
عبادت کز آن نیست یاد کسی نیارزد جوئی وقت داد کسی
عبادت خلوصش ضمان آور است به صد بندش-هرجا"عمل باور"است
عباد-صالح و مخلصش-قیمتی-است به اعمال نیکان"درخدمتی"است
خداخدمتی-نیست جز-مردمی برای خدا-خلق را-همدمی
عبادت اطاعت به امر خداست به رفع نیازی که باشد رواست
عبادت عدالت کند بر قرار نیاساید از قسط و میزان و کار
نمازی نه فحشاء و منکر گریز چه نازی بر آن کفر و عصیان ستیز
عبادت کز آن فقر و فحشاء نرفت بدر گاه حق ظهر و عشاء نرفت
مفسر زتفسیر میزان خویش بر آورده یک عمر عبادت به پیش
که تا با پرستاری در یک شبی معوض برد تا برد منصبی
عبادت بر آرد زجانت خروش نهد بار نان فقیران به دوش
از آن رو-علی-قائم است در نماز که تا مردمان را بر آرد نیاز
رکوع و سجودش به درگاه حق حضور و وجودش پناهگاه حق
برآورده حاجت به انگشتری خدایش همان لحظه شد مشتری
اگر در نماز تیغی"شاهد" ربود محارب-زمحراب"عمل" را-زدود
التماس دعا