به مناسبت روز پرستار
ماه گردون
بیا ای پرستار بیمار ما بیا ای تو دستان تیمار ما
بیا ای تمنای اهل عطش امید تنفس ممد تپش
بیا تا که احیا شود بی نفس به دست و نگاه تو عیسی نفس
بیا تا که دوری زنیم بخش را کنیم ثبت پرونده هر نقش را
به آزمایش و عکس و احوالشان زتخفیف و تشدید آمالشان
کنیم چاره ای بهر اندام ها نهیم مرهمی روی آن زخم ها
دهیم عافیت بر تن و جانشان شویم مستفیض از دعا ها یشان
بیا تا که دل را تسلی دهیم تن و جسم و جان را تقلا دهیم
به نرمش به ورزش سلامت دهیم به روح مریضان کرامت دهیم
نشانیم به لب خنده مست را کشانیم به سر نازش دست را
بیا تا زدائیم ززخم ها شیوک بیا تا بروبیم ز چهره چروک
چرا مانکی بار عاطل و باطل است؟ چرا آتل پای او قاتل است؟
چرا زخم بستر گرفتار کرد به پیشگیری و رفع چه رفتار کرد؟
چرا رنگ ادرار بیمار ما نشدچون سرشک نمودار ما؟
چرا حال و روزش چنین بی رمق کتاب سروشش چنین بی ورق؟
مگر گردش ماه به پایان رسید که رخسار جانان من نادمید؟
بیا تا به بخشت صفائی دهیم به روح سفیدی جلائی دهیم
بیا رنگ بیمار را بنگریم بیا زنگ خاطر ازآنان بریم
بیا تا ببینیم نیاز مریض چه آب و چه دارو چه بخش تمیز
به حس و به حرکت به جریان خون به اندام از حالتش سر نگون
ببینیم حدود خرابات را دلیل بروز شکایات را
بیا تا حریم لباس سفید نیالاید از حرص مال پلید
بیا که تمنای عشق درون نشاید گرفتار این چند و چون
بیا تا که پروانه جان ما بود تشنه دور جانان ما
نشاید فداکاری شمع را به غفلت نشاند شاهد جمع را