چرا بیمار میشویم-5

برای یاد آوری مطالب گذشته خدمت عزیزان باید عرض کنم که تمام بیماری ها قابل پیشگیری هستند ولی قابل درمان نه.  و هیچ بیماری هم نیست که در داخل خود بدن با ساز و کار های اولیه خود بدن تولید (ایجاد ) شود.

تمام بیماری ها با یک یا چند عامل خارجی(خارج بدنی) به وجود می آیند.

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت  - آفرین بر نظر پاک و خطا پوشش باد

پس چگونه میتوانیم از بیماری در امان باشیم؟

قبلآ باید بدانیم که:

بدن انسان از اعضاء(ارگان ها) مختلفی تشکیل شده است.هر عضوی از سلول های بیشمار ساخته و پرداخته شده است. هر عضو و( گروه سلول=بافت)  تشکیل دهنده آن وظیفه و کار مشخصی دارند که انجام می دهند.سلامتی انسان در گرو انجام کار طبیعی سلول ها وبافت های اعضاء مختلف بدن است.کار طبیعی بافت ها و سلول های مختلف نیز وابسته به عوامل و شرایط طبیعی آناتومیک- فیزیو لژیک و بیو شیمیائی می باشد.این شرایط به طور کلی و اصولی عبارتند از:

     1-بافت یا عضو سالم درحین تولد وجود داشته باشد.(نقص ژنتیکی یا مادرزادی در     کار نباشد)

2-مواد مورد نیاز(غذا-ویتامین ها-اکسیژن-آب- املاح) کافی و طبیعی و سالم به بدن وارد شوند.

3-مواد یادشده وقتی وارد بدن شدند به خوبی در دسترس تمام سلول های بدن قرار گیرند.

4-سلول ها و بافت ها(ارگان ها) وادار و تحریک به کار  شوند.

5- استراحت کافی جهت باز توانی  به بافت ها و سلول ها داده شود.

6- کار و وظیفه خارج از توان به سلول ها و بافت ها تحمیل نشود.

7-باید با افزایش تدریجی تحریک و وادار سازی سلول ها و بافت ها به کار-افزایش ظرفیت کاری و توان ایجاد شود.

تحقق نیافتن هریک از اصول هفتگانه فوق و یا ایجاد مزاحمت در سر راه هر یک از روند و فرایند هفتگانه فوق موجب بیماری میشود.

مطالب فوق برای یاد آوری وتقارب ذهنی عزیزان به یاد داشت های- بسیار مهم- قبلی بود.

شماره ۵ سریال "چرا بیمار میشویم" به شرح زیر است:

اصل سوم:مواد غذائی مصرف شده-دریافت شده باید در دسترس تمام سلول های بدن قرار گیرد.

ای بسا افراد غذا های کافی و مغذی بخورند و بیاشامند ولی هضم و جذب کافی از روده ها نداشته و مواد غذائی در دسترس سلول ها وبافت ها قرار نگیرد.به طوریکه برخی اشخاص حتی بالای ۵۰ درصد غذای هضم نشده در مدفوع دارند. عوامل زیادی باعث دفع مواد غذائی میشودکه شایعترین آن اسهال و ترانزیت(عبور) سریع غذا از لوله گوارش است.

موادغذائی ممکن است از لوله گوارش به خوبی جذب شود ولی به دلیل ناکار آمدی سیستم های تبدیل و تحویل-در دسترس سلول ها و بافت ها قرار نگیرد مثل بیماری دیابت یا نارسائی های کبدی.

ممکن است همه دستگاه های هضم وجذب-تبدیل و تحویل-و.......در بدن درست کار کنند ولی به دلیل نا کار آمدی سیستم عروقی(رگهای خونی)-مواد غذائی در دسترس سلول ها قرار نگیرد.در این گروه عوامل وبیماری های زیادی قرار میگیرند ولی شایع ترین علت در این زمینه عدم تحرکات فیزیکی وبدنی (ورزش) و- استعمال دخانیات میباشد که باعث تنگ و نارسا شدن عروق خونی به خصوص عروق انتهائی (آرتریول ها و کاپیلر ها)-شریانچه و مویرگ ها- شده و مانع از رسیدن مواد غذائی و اکسیژن کافی به بافت ها و سلول ها میشود. ...........   

عید فطر مبارکباد

خدایا :

سلامتی میهمانان سفره رمضان را در روز عید فطر به عنوان عیدی مرحمت بفرما.

ای خدای دانا-توانا-حکیم-و رحیم :

آینده این مرز و بوم را-این ملت و قوم را-ختم به خیر بگردان. 

در روز عید فطر سال گذشته به دنبال چند پست علمی-تحلیلی در مورد فوائد روزه داری و تحمل گرسنگی-شعر زیر را تقدیم کرده بودم. 

 تقدیم دوباره آن هرچند دور از ادب وبلاگ نویسی است- ولی خالی از لطف هم نیست.

تقدیم به "همیشه عید فطرتان" 

شبی در کمین شکار شیر بود   

  شبی که در آن شیر "شکم سیر" بود

به چنگال و کوپال و یال سهمگین    

 به غرش چورعد سما سهم کین

زچشمان تیزش همه در فرار       

 زدندان و نیشش همه بی قرار

تمام پلنگان زدستش گریز        

 تمام نهنگان برش  ریز  ریز

به یک یورش او شهامت فقید   

 به یک خیزش او یلان ناپدید

زهیبت بقای حیات نا امید      

 زهولش تمام نفس ها برید

قضا را در آن حیرت و ساز وکار   

 یکی روبه مانده از قوت و کار

سر زور و آزارش آغاز کرد      

 دم شیر به دندان خویش گاز کرد

جوید و پرید و به دورش خزید   

همانند خنجر به چشمش پرید

چنان کل به کل با سر شیر بود    

 که سلطان جنگل  خری  پیر بود

 

نگوئید  هنگامه- احتیاج             

 که شیران بگردند روبه مزاج

نشاید چنین جمله نحس را     

 قیاسش به شیر روبه نفس را

 

"شکم سیری" شیر توانش ربود   

 تمام دلیل نبردش زدود

 

توای آدم صاحب عقل و هوش     

توانای پویای پیغام نیوش

گرت طالب زور و قدرت بود    

 همه عمر نشاط و سلامت بود

نیاز بدن را بر آور به قدر       

  به قدری که باقی بماند به صبر

توانی   نماند برای کسی             

که از گشنگی دور باشد بسی

 

رسد اوج   قدرت  در اوج نیاز      

 کمال سلامت  در آن سوخت و ساز

 

به مناسبت شب قدر علی شناسی

 

تقدیم به قدرشناسان

نجفیه

 ای که دلم شیــفته روی تست    جان من آو یخته گیسوی تست

مرقد تو سایه از سوی تو           عطر و گلاب شمه ای از بوی تو

روی تو و موی تو و بوی تو          جان دو عالم بکشد کوی تو

ای که طواف حرمت کار ساز      گوشه چشم نظرت چاره ساز

عاـلم دنیای ورای حجاب             پرسش عالم همه از تو مجاب

یکه سوار غزوات رسول              شارع منظومه دین واصول

فخر تکلم-سروـسر سروش        رنج تهیدستی مردم به دوش

 

بغض گران ظلمه مال کیست؟   هق هق در چاه نهان حال کیست؟

هق_هق_و حق- حق- بهم آمیخته  پای نهال علمت ریخته

این که چنین بی سر و پا مست تست  نخل سراپا شده دست تست

کعبه شکفتی درــ وجه نیاز         منتظرم غنچه ای از نو بساز

 

بار دگر فتنه بلایم زده است         تیغ جفا داغ ولایم زده است

دامنه جنگ جمل تا کجاست؟    فاصله حرف و عمل تا کجاست؟

کوفه حدودش به کجا ها رسید؟  کوفی جاهل به کجا ها رسید؟

کاتب قرآنی وحی خدا           زخمـ ــه به قرآن زده سر نیزه ها

داور مشهور خدا در زمین            نایب ختم همه مرسلین

خیل سر اشعری زایل نمود         هر نظری کز تو شمایل نمود

 

فاتح خیبر-ذوالفقارت به چند؟     قوم مرادی بگشوده است کمند

 

من چکنم خسته دلبسته ام      رسته زهر قوم و کس و دسته ام

نان تمنای وصالم به دوش          ناله چاه سر راهم به گوش

مشتری آتش عدل تو ام            عقل عقیل سر عقل تو ام

عاشق نور شمع خاموشتم       زنده زتیغ دو سره نوشتم

 

شمعک خاموش چه نوری زده است  یکصدو بیست حزب را دوری زده است

 

ای قد و بالای تو در خم عیان           لعل لبت ریشه شیرین بیان

نطق تو تفهیم کلام خداست        بر قلمت محشر کبری به پاست

یک زره نیمه تنی در بدن              سینه سپر عالمی در آن سخن

 

عرش خدا دسترس آورده ای       آه کمیلی- که بر آورده ای

 

عاشقم و سید و سربازتم          فدیه آنی هر آوازتم

گرچه دو دستت سر ناز پینه داشت  آه که چقدر لذت دیرینه داشت

ای تن و جانم زغمت در عذاب     کشته مظلوم عتاب و خطاب

هر دم اگر از تو سخن رانده ام    از نفس راه گلو مانده ام

گریه و بغضم ندهندم امان     دستی به کش بر سر و رو یم چنان

ـتا که توانای حکایت شوم      منصرف از عرض شکایت شوم

آقا چنان کن که پس از این سخن   هیچ نماند به دلم آه من

شاهدم ار حلقه به در کوفته است  راز صبوری ز پدر گفته است

 

       نجف اشرف- حرم مطهر- چهار شنبه-هفتم شهریور 1386 – پانزده شعبان 1428 -دکتر گنجی

 

محراب عبادت

 

 

عبادت بیان قرار است و عشق          بیان تعهد به اقرار عشق

عبادت نهایت به تکرار ذکر                به تسبیح و استغفرالله و فکر

اگر در عبادت جز گفتار نیست          "دو صد گفته چون نیم کردار نیست"

عبادت ز الله چنان خواستن              که توفیق جان در جنان داشتن

کجا جان و جنت به حرف داده اند؟     به صرف تمنا پری مانده اند؟

از آن رو عمل-ذره-مثقال-شد            که معیار-خیر و شرش-قال شد

عبادت کجا-کیل و پیمانه-داشت؟      جواز کدام روضه و خانه داشت؟

به"حق الهی"-هرچه مدیون شوی     به یک توبه یک شب همایون شوی

کجا بگذرد حق-زحق کسی              اگرچه تولی نمایند بسی

عیان عبادت به پروردگار                   عیادت از افتاده ای در کنار

عبادت کز آن نیست یاد کسی          نیارزد جوئی وقت داد کسی

عبادت خلوصش ضمان آور است        به صد بندش-هرجا"عمل باور"است

عباد-صالح و مخلصش-قیمتی-است    به اعمال نیکان"درخدمتی"است

خداخدمتی-نیست جز-مردمی           برای خدا-خلق را-همدمی

عبادت اطاعت به امر خداست            به رفع نیازی که باشد رواست

عبادت عدالت کند بر قرار                  نیاساید از قسط و میزان و کار

نمازی نه فحشاء و منکر گریز            چه نازی بر آن کفر و عصیان ستیز

عبادت کز آن فقر و فحشاء نرفت       بدر گاه حق ظهر و عشاء نرفت 

مفسر زتفسیر میزان خویش              بر آورده یک عمر عبادت به پیش

که تا با پرستاری در یک شبی           معوض برد تا برد منصبی

عبادت بر آرد زجانت خروش              نهد بار نان فقیران به دوش 

از آن رو-علی-قائم است در نماز         که تا مردمان را بر آرد نیاز

رکوع و سجودش به درگاه حق          حضور و وجودش پناهگاه حق

برآورده حاجت به انگشتری              خدایش همان لحظه شد مشتری

اگر در نماز تیغی"شاهد" ربود           محارب-زمحراب"عمل" را-زدود

 

التماس دعا

نیاز نماز  یا  نماز نیاز؟

آیامیدانید از عبادت خالص بالاتر و با ارزش تر پیش خدا چیست؟

آیا میدانید چه کاری حتی از عبادت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام-هم بالا تر است؟

بله درست حدس زدید....- رفع نیاز  نیازمندان با خلوص نیت و بدون ریا.

میدانید دلیلش چیست؟

آنجا که حضرتش در سر نماز انگشتری خودرا به یک فقیر می بخشد.(..که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را.)

آنحضرت کسی است که در حال نماز آنچنان صعود میکند و از خود بی خود میشود که احساس دنیائی و جسمی را ازدست میدهد و تیر و تیغ بجا مانده از حوادث جنگی را سر نماز از اندامش در شرایط بی دردی خارج میسازند....ولی آه و نگاه فقیر را در آن حال و هوا تمام وکمال احساس میکند و  تحمل درد آن را هم حتی در محدوده یک تکبیرت الاحرام ندارد.

چرا چنین است؟؟؟؟؟؟

بالاتر از حیات(زندگی) چیست؟ فقط خدا

حیات =رفع نیاز.  موجودی قادر به ادامه حیات  است که قادربه رفع نیاز است .

نیاز=۱-بر اساس برنامه غریزی که خدا در همه موجودات اهل حیات نهاده است.۲-بر اساس برنامه اختیاری و انتخابی که انواعی از موجودات اهل حیات و صاحب اختیار علاوه بر بر نامه غریزی در خود نهاده اند.

هر موجودی اگر قادر به رفع نیاز نوع اول نباشد-از حیات ساقط میشود.

هر موجودی اگر قادر به رفع نیاز نوع دوم نباشد ازپیشرفت و تعالی ساقط می شود.

پس کسی که نیاز را رفع میکند حیات(یا تعالی) بخش محسوب می شود.

یعنی کار خدائی میکند.

کار خدائی بالاتر است یا عبادت و تسبیح به درگاه او (کار بنده خدائی)؟

آری -رفع نیاز -کار  خدا و مخلوق اوست -ولی عبادت و تسبیح  منحصرآ کار مخلوق است.

 تقدیم به همه علی باوران و یاوران:

علی کو به وقت نمازش نبود             نه حسی نه لمسی بر آن وجود

به سجاده افتاده جسمش سکون      خودش در عروج با خدا رهنمون

چنان بی خود از خود او اندر نماز         که تیرش زپهلو درآمد نواز

چگونه صدای نیازی شنید ؟               همان لحظه انگشتری بر کنید؟

کنون من یقینم ز ایمان فزون             که آه نیاز تا به عرش رهنمون

بود سوزش تیر آه فقیر                     هزاران برابر زپیکان وتیر

کسانی که احساسشان با خداست     کنند درک این سوز بی کم و کاست

کسی کو ندادش چنین حس به دست     بخوان پوست کلفتش بهر مسند است

تو ای اول وقت به قائم نماز               ولی دست ردت بر اهل نیاز

برو پوستین محبت بکن                    رو جامه حس علی کن به تن

همان حس که بشنید آن آه را            نه آن پوست که نشناخت فریاد را

...........   باب یفعلون    ....

سوزش تیر نیاز یک فقیر               چند هزاران بیش از پیکان وتیر

گر کسی دارای احساس خدا ست     درک این سوزش کند بی کم وکاست

هرکه آن حس درون سوزش نبود        پوست کلفتش خوان به هر مسند که بود

ای تو اول وقت قائم در نماز               دست ردت سینه اهل نیاز

پوستین دوستی را بر کنید                 جامه حس علی را تن کنید             

آن علی آن آه را آنجا شنید                این معلی صاحب این آه ندید

التماس دعا.

 

 

به مناسبت ولادت کریم اهل بیت

 

امام حسن مجتبی(ع) که نیمه رمضان روز ولادت این بخشنده مشهور زمان خودش است به رفع نیاز فقرا و نیازمندان بسیار حساس و کوشابودند.به طوریکه به "کریم اهل بیت" شهرت یافتند. امام دوم شیعیان بسیار خوش رو-خوش بو-خوش خو-خوش بیان-خوش فکر-خوش برخورد- خوش مرام-خوش نظر-خوش منظر-و......بود.

تقدیم به او و عاشقانش در نیمه ماه مبارک رمضان:

نیمه ماه من و آن نیم نگاه باده مست

 صد هزاران خوش به حال از یک "حسن" آورده است.

 

غرق رحمت حال خوش گردان خدایا بعد ازاین

سر خوشی از "یازده ماه" دگرهم داده دست.

میدانید رفع نیاز بندگان خدا در پیشگاه خدا و در آموزه های اسلامی از چه درجه اهمیتی بر خوردار است؟

 پیامبر گرامی اسلام در یکی ازجنگ ها یکی از سران کفار حربی اسیر را که رئیس قبیله خود بود آزاد نمودند و اجازه اعدام او را نداند.اصحاب از آن حضرت پرسیدند که چرا این شخص به همراه بقیه جنگجویان اسیر تحت امر خود اعدام نشده است؟ 

پیامبر اسلام فرمودند که این شخص در قبیله خود نیاز فقرا و نیازمندان را در زندگی روزمرگی مرتفع میکردند.این کار ولو درقبیله کفار هم که باشد آنقدر پیش خداوند ارزش دارد که مانع از اعدام  حتی فرمانده جنگجویان حربی علیه پیامبر اسلام میشود.

در یک حدیث قدسی آمده است که  موسی پیامبر از خدا درخواست ملاقات و زیارت بندگانش را با خدای خود میکند و اصرار دارد که این ملاقات و رویا رویی صورت گیرد.

خدا به موسی فرمود به بندگان من بگویید که اگر کسی از شما به دیدار یکی ازبندگان  من برود وتمام قصد و نیت دیدار کننده این باشد که نیاز بنده مرا بر آورده سازد و هیچ خواسته و چشم داشت و انتظاری نیز درپی این ملاقات نداشته باشد این شخص شک نداشته باشد که خود مرا ملاقات کرده است.

تقدیم به عاشقان زیارت خدا:

تماشای خدا

 بیا تا خدا را تماشاکنیم            

مکان تماشا را افشاکنیم

بیا در مسیر نیاز بشر             

 بهای تماشا مهیا کنیم

 به توشه وذکری که بر داشتیم  

به یکجا نثارآشکارا کنیم

چو احمد که بود در حضورش مدام       

 به سر کرده کفر مدارا کنیم

ببخشید کو کافر حرب را        

برای خدومی تولی کنیم

چو آن افتخار بشر در سجود     

به انگشتری خرج مولا کنیم

عزای حسینی نشستن چه سود    

قیام حسینی سرا پا کنیم

برای هزاران رکوع وقنوت           

گره کاری از بنده ای وا کنیم

به شکرانه این صفای حضور       

همیشه نیازی تمنا کنیم

اگر شاهد حاضری در غیاب     

بگو تا حدودش مبرا کنیم